پارت چهل و هفتم :

-آری. خودش است. امروز سربازانم هنگام گشت زنی او را دیده اند.
-از مردمی که از روستاها به شهر می‌آیند چیزهایی شنیده‌ام. می‌گویند بسیار عظیم الجثه است و می‌تواند یک گاو را درسته ببلعد. توصیفاتشان شبیه به یک دیو است. به نظر می‌رسد که یک دیو به شهر شما آمده.
اسبم را همپا با آن‌ها و در سمت دیگر خشاتریا راندم.
اَبیش از گوشه چشم، نیم‌نگاهی به من انداخت و سپس به دهان خشاتریا چشم دوخت.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیا

    0

    چقد هیجان انگیز و جالبه،این طلسم ها

    ۷ ماه پیش
کپی شد!