دکتر اقیانوس به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت یازده :
کهربا از این تکه پرانی برسام تای ابروی پهن مشکی رنگش را بالا داد و دست به سینه حق به جانب گفت:
- ببخشید جناب...
برسام فهمید اندکی زیادهروی کرده و با این حرفش ممکن است کهربا حتی آب و صابون نیاورد؛ پس میان کلامش پرید و با لبخندِ کج کُنج لبش سخن گفت:
- جناب چیه دکتر! برسام شادکام هستم، میتونی برسام صدام کنی.
خوب بحث را عوض کرد؛ مانند ماهی از توری که برای صید کردنش پهن شده بود گر
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی | نویسنده رمان
حتمااااا
۱۰ ماه پیشزهرا
3خیلی خوبه تااینجا
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
شکر
۱۱ ماه پیشNijla
0واییی نگو این برسام یه چهره مخوف داره آخه بهش میاد😁🫣
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
الان یه چهره دیگه ازش رو میشه
۱۱ ماه پیشنفس
0پارت زیباو شیرینی بود ممنون عزیزم خسته نباشی خدا قوت
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزم
۱۱ ماه پیشثریا
1عالی بود عزیزم 😍🦋
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
❤️
۱۱ ماه پیشثریا
1پس پسرمون خلافکاره بعد چهره مخوف شو زیر این نقاب ساده و مظلوم قایم کرده🧐
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
بله بله
۱۱ ماه پیشهیفاء
1سلام پارت خوبی بود ازشخصیت کهربا وبرسام خوشم اومده
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
شکر که دلنشین بود
۱۱ ماه پیشترنم
2ممنون از پارت و قلم زیبات عالییی بود❤️
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی
۱۱ ماه پیشمریم
2خیلی قشنگ بود ممنونم از کهربا خیلی خوشم میاد دوست داشتنیه
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
🙂❤️
۱۱ ماه پیشم.ر
0جالب بیع😉 برسام خان
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
محیا
3از کیان میترسم دردسر درست میکنه حتما