پارت صد و نوزده :

***
غرش بادی که بی‌وقفه بر تن قدیمی و کم‌جان خانه می‌خورد، صدایی دلهره‌آور از کوبش در و پنجره میان خانه پخش می‌کرد. آسمان در وسط روز تیره و دلگیر شده و انگار دامن شب زودتر از زمان مقرر، خود را بر بام زمین گسترانده‌بود.
منصور در آشپزخانه، بی‌هیچ حوصله و رغبتی مشغول آماده کردن ناهار بود و همزمان با مادر پیرش که نحیف و بی‌جان روی تخت افتاده‌بود حرف می‌زد.
- ما هم که از همه جا م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    این احمق از همه چی فیلم گرفته ولی حتی نفهمیده چی شد،کی کشته شد،کی قاتل بود

    ۹ ماه پیش
  • دلارام

    2

    یعنی همش زیر سر این احق بوده؟ مقصر اصلی مرگ آریا و ماجرا های اینجا؟ من هنگ کردم ویندوزم بالا نمیاد🤦😂مرسی بابت پارت رفیق❤️

    ۱ سال پیش
  • راز

    1

    منظورم هیراد بود

    ۱ سال پیش
  • راز

    1

    کلا سه تا خونواده رو نابود کردی خونواده آریا رو بدتر ویران کردی عماد بدبخت رو آواره کردی ولی باعث ی چیزی شدی عشق نهال و مهراد اینجارو نفهمیدی چکار کردی

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    تمام اینازیر سر این بود؟ای کثافت

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️