دگم به قلم آیناز تابش
پارت هفتاد و سوم :
***
دیگر از دلون بدم نمیآید. از خانوادهی بوسوعهها هم همینطور. از زنی که در میوهفروشی مرا به باد ناسزا گرفت هم همینطور. خواه ناخواه، بخشی از دنیایم هستند. نه، دوست ندارم حذفشان کنم. فقط آنها مرا حذف کردهاند. بابا هم گرچه بیایمان بود؛ اما هرگز ندیدم به مذهبیون نفرت بورزد؛ درحالی که پیدا بود از هیچ کدامشان خوشش نمیآید. آنطور که شنیدهام، مادربزرگ پدریام ایمان سÙ
لطفا صبر کنید...
