آینه ی سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت سی و هشتم :
احساس خفگی میکردم. دیوارهای اتاق کوچک، با هر نفس به من نزدیکتر میشدند. اینجا فقط یک حقیقت بیشتر نبود، هیچ جوابی وجود نداشت فقط سوالها بودند که هر روز بیشتر میشدند. مثل یک باتلاق عجیب و غریب نامرئی. این حقیقت از هر فریادی بلندتر بود. مغزم داشت منفجر میشد.
با حرکتی عصبی از جا بلند شدم و به سمت تنها پنجرهی اتاق رفتم. جوراب توتفرنگی را با خشونت از روی موهایم برداشتم و روی ساÚ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
ملیحه
0خلاقانه است و متفاوت
۵ ماه پیش●●●
7به نظرم اون اثر هنری تیکه ای از وجود خالق اثر هستش،وقتی اون رو ازش بدزدند شبیه مادری میشه که بچش رو که تیکه ای از وجودشه رو ازش جدا کنند.
۵ ماه پیشطهورا
1سلام اسم آهنگ رو لطف میکنید بگید
۶ ماه پیشPARNIA
0"Take me away "New Medicine
۶ ماه پیشrooz
0اونا از درون تهی هستن وبرا ی پر کردن ان چیزی که ندارن به اثار و بقیه چنگ میندازن تا شاید ان خلائ را با با کار کثیف اثار دزدی پر کنن
۶ ماه پیشیسنا
0واقعا خیلی ادم پستین همچین ادمایی😭
۶ ماه پیشزهرا
0سلام عشقم هیچچ نظری ندارم فعلا دارم لذت میبرم از رمان
۶ ماه پیشآیلین
0لیاقت حس رو ندارن ولی وقتی هنری برای عرضه نداری خیلی بیخود میکنی وارد دنیای هنر نیشی
۷ ماه پیشK
0حرومزاده نمک به حرومین که هیچ اعتماد بنفسی ندارن و عقدشون تمومی نداره
۷ ماه پیشناززاد
0یه *** قبل از هر چیز شرفش رو فروخته؛ چه *** پول، چه *** اثر هنری یا هر چیز دیگه
۷ ماه پیشناززاد
0از کیهان متنفرم امیدوارم قربانی اون فرقه عجیب و غریب شده باشه:) حسادت چه کارهایی با آدم میکنه
۷ ماه پیشروژان
0چقد از کیهان بدم اومد بیشعور
۷ ماه پیشباران
1کیهان کیهان.. دلم میخواد خفه کنم تو رو 🎀
۸ ماه پیشنگین
2کیهااان🔪🔪🔪
۸ ماه پیشدنیز؛
3چقد بدم میاد از کیهان امیدوارم تیکه تیکه شده باشی اونجا
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ملیس
0مثل این میمونه که تیکه از روحتو که توش جریان داره رو نابود کنه جوری که انگار از قبل هم وجود نداشته