ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت صد و بیست و هفتم :
خورشید به حکم طلوع بر آسمان دنیای غرق سایهی شکارچی نقشی نورانی از خود به جا گذاشت و به سلطنت رسید. تازگی صبح به باغ نفوذ کرده و پرندگان مشغول خواندن آواز صبحگاهی بودند. خنکای هوا به واسطهی باز بودن در عمارت به سالن نفوذ کرده و شکارچی با ایستادن میان درگاه، موهای مشکی و آراستهاش را بهدست نسیم خنک صبح سپرد. مردمکهای غرق سیاهی چشمان یخبندانش از میان حدقههای تنگش به سبب برخورد نسیÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
فیونا
2عه دامیار و جا گذاشتن! ولی چه قدر تیز و باهوشه این پسر! هم اسلحه رازان و دید، هم جای مزدک و حدس زد، هم طوری ریز اشاره کرد که هانتر بفهمه و فرار کنه! خیلی خفن بود! واقعا که یه شکارچی تمام عیاره!
۱ سال پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
سریع، باهوش، قوی؛ بیخود نیست که شکارچی محبوب هانتره 🍃
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0اوه..جنگ شروع شد!