پارت صد و بیست و هفتم :

خورشید به حکم طلوع بر آسمان دنیای غرق سایه‌ی شکارچی نقشی نورانی از خود به جا گذاشت و به سلطنت رسید. تازگی صبح به باغ نفوذ کرده و پرندگان مشغول خواندن آواز صبحگاهی بودند. خنکای هوا به واسطه‌ی باز بودن در عمارت به سالن نفوذ کرده و شکارچی با ایستادن میان درگاه، موهای مشکی و آراسته‌اش را به‌دست نسیم خنک صبح سپرد. مردمک‌های غرق سیاهی چشمان یخبندانش از میان حدقه‌های تنگش به سبب برخورد نسیÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    اوه..جنگ شروع شد!

    ۱ سال پیش
  • فیونا

    2

    عه دامیار و جا گذاشتن! ولی چه قدر تیز و باهوشه این پسر! هم اسلحه رازان و دید، هم جای مزدک و حدس زد، هم طوری ریز اشاره کرد که هانتر بفهمه و فرار کنه! خیلی خفن بود! واقعا که یه شکارچی تمام عیاره!

    ۱ سال پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    سریع، باهوش، قوی؛ بیخود نیست که شکارچی محبوب هانتره 🍃

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️