پارت نوزده :

خونه‌های ویلایی در امتداد صخره‌های بلند بیگ‌سور کشیده شده بودند.
شبیه به یک نقاشی بود.
دستم بالا رفت، روی گوش‌هایم کشیده شد.
درست شنیده بودم!
ساختمان‌هایی با پنجره‌های قدی که درست رو‌به‌روی اقیانوس بی‌کران باز میشدند.
خونه‌های اینجا گرون بود.
وگرنه دلم میخواست که یکی‌ش و داشته باشم.
به عقب چرخیدم.
همان مرد کت و شلواری که دیشب تو هتل، توی طبقه‌ی هفتم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
ارسال نظر برای این رمان قفل شده است
آخرین نظرات ارسال شده
  • مارال

    1

    چقدر قشنگ توصیفش کردی😍

    ۱۰ ماه پیش
  • Yasi

    0

    جدا خطت بی نظیره شخصیت هارو کاملا میشه تصور کرد

    ۱۱ ماه پیش
  • Sara.r

    5

    جمع جمع کارکترای قدرتمندوروانیای جذابههه🥹✨️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن

    4

    همه ی کارکترایه مرد نوشین کراش هستمد یکی از یکی قشنگ و خوشتیپ تر و روانی و دوسداشتنی😐😝🤤

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن

    7

    فقط خیلی دیر به دیره پارتا ☹

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن

    5

    یعنی آرتورم مثله زئوس مارو دیوونه میکنه

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن

    4

    یعنی ارتورم مثله زئوس مارو دیوونه میکنه😐

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن

    5

    بحدا پارتا خیلی دیر به دیره😭

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    5

    عالی بود عزیزم مشتاقم ببینم در ادامه چه اتفاقی می افته🤗😍

    ۱۱ ماه پیش
  • سانیا

    6

    خیلی دیر به دیر پارت ارسال میشه آدم از انتظار زیاد کلافه میشه زده به سرم که دیگه نخونمش ازاین همه انتظار هیچ خوشم نمیاد

    ۱۱ ماه پیش
  • سارا

    3

    واییییییییییی خیلی قشنگه

    ۱۱ ماه پیش
  • ستاره

    1

    داستان جنایی میشه امیدوارم هیجان انگیزترهم بشه..سپاس نویسنده گل 💐

    ۱۱ ماه پیش
  • محدثه

    4

    خوب پیش میره ، ببینیم چی میشه 👏🏻😍 یه حسی بم میگه قراره بلا دزدیده شه مث دخترایی که شایعه شده بود گم میشن توسط رومانو 🎭😝

    ۱۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!