اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت هجده :
پاکت شیر رو از یخچال درآوردم.
تو کاسه ریختم.
مقداری هم کورن فلکس و عسل بهش اضافه کردم.
همینطور که مشغول خوردن بودم، به اتاق خواب رفتم تا لباس مناسبی برای قرار امروز بپوشم.
امیدوارم بعد از رفتنم به بیگ سور، فردای بعدش تیتر اخبار نزنن یک خبرنگار به قتل رسید و جسدش رو بین صخرهها پیدا کردند!
بارونی برداشتم.
بلند و مشکی بود.
میتونم زیرش کت بپوشم.
کتی که پارچه
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
سپیده
3چقدر هیجان انگیز شده بعد ملاقات با آرتور🫣
۱۱ ماه پیشمریم
1وای خیلی هیجانی شد لطفا زودتر بذارید نوشین جون ممنون❤️❤️
۱۱ ماه پیششبنم
3خدا چه زود پارت تموم میشه اونم جاهای حساس قاتل که همین آقاست مشخصه فقط چرا بلا با آنکه روزنامه نگار حس ششم اینقدرضعیفه
۱۱ ماه پیشآذر
3کاش هرروز پارت داشتیم😭
۱۱ ماه پیشاذر
4پارت قبل گفت پاکت بود نمیدونم چی بوی میخک میداد، بابا میخک میخک باید خودت میفهمیدی کیه دیگه
۱۱ ماه پیشآذر
4نههههههههه چطور تا پارت بعدی صبر کنممممممم؟؟؟؟؟😭😭😭 میتونید منو تو تیمارستان پیدا کنید و خبر بدین بهم که پارت جدید رسیده..😂
۱۱ ماه پیشنرگس
2لطفا برای تا اخر رایگان بودنش جمعیا صلوات خیلی قلمش قویه و قشنگ مخاطب رو جذب میکنه در کل ارزش داره که براش وقت صرف کنی
۱۱ ماه پیشسارا
1اخ اخ هیجانی شد
۱۱ ماه پیشثریا
2وای جای حساسش بود بلایی سرش نیاره🥺
۱۱ ماه پیشسارا
0اووه آرتور بوده🤦 ♀️
۱۱ ماه پیشEli
7خیلی دیر پارت میزارین.لطفا به فکر خواننده هم باشین
۱۱ ماه پیشنفس
4پارت هیجانی و جذابی بود ممنون خسته نباشی
۱۱ ماه پیشتیسراتیل
2ویکتور یا آرتور؟ :/
۱۱ ماه پیشمامی فن
6فکر کنم اشتباه تایپی بود چون ویرایش خورده
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
سمی
2مثل همیشه نوشین جون عالیییییی