بی رویا به قلم الهه محمدی
پارت سیصد و ششم :
امیرطاها که رفت، سمت صولت برگشت و گفت:
-مستقیم بره فرودگاه بلیط گیرش میاد؟
جای جواب دادن به سوال شیدانه پرسید:
-مطمئنی میخوای بفرستیش بره؟
بیآنکه ذرهای شک داشته باشد، قاطعانه جواب داد:
-آره. اینجا باشه بیشتر گرفتار میشه. مخصوصا با خبری که از ایران شنید. اگرم قرار بود روش تأثیر داشته باشم، الان اصلا تمرکز نمیکنه رو حرفام.
از قاطعیت شیدانه لذت برد. اما گف
لطفا صبر کنید...
