پارت سیصد و ششم :

امیرطاها که رفت، سمت صولت برگشت و گفت:
-مستقیم بره فرودگاه بلیط گیرش میاد؟
جای جواب دادن به سوال شیدانه پرسید:
-مطمئنی می‌خوای بفرستیش بره؟
بی‌آنکه ذره‌ای شک داشته باشد، قاطعانه جواب داد:
-آره. اینجا باشه بیشتر گرفتار می‌شه‌. مخصوصا با خبری که از ایران شنید. اگرم قرار بود روش تأثیر داشته باشم، الان اصلا تمرکز نمی‌کنه رو حرفام‌.
از قاطعیت شیدانه لذت برد‌. اما گف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!