پارت سیزده :


نازگل پالتوی سنگین را روی شانه‌های لرزانم انداخت و مرا به سمت در حیاط هل داد.

همین که پا بیرون گذاشتیم، سیلی از باران سرد و بی‌امان به صورتم خورد. باران آنقدر شدید بود که در چند لحظه، موهایم کاملاً خیس شد. هوا بوی تند خاک باران‌خورده می‌داد.

در تاریکی کوچه، ماشینی غریبه با چراغ‌های روشن ایستاده بود و موتور روشنش در صدای کوبنده باران، به سختی شنیده می‌شد.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • موفرفری

    0

    شت شک ندارم کار بیبی و اون سپیدار هس به همین شکل هم هومان رو کشیدن از خونه بیرون تا بانو تنها بشه

    ۸ ماه پیش
  • م..

    0

    یا شاید از طرف قوام السلطنه

    ۵ ماه پیش
  • ...آ...

    0

    ای وای ...

    ۸ ماه پیش
  • باران

    0

    احتمالاازطرف مادربزرگش بوده، کاش اطلاعات بیشتری داشتیم سانازجون ازادمهای رمان ازسنشون یاشکلشون یازمان این اتفاقها

    ۱۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    یا شاید هم هومان یا فرداد؟

    ۱۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    شاید از طرف سپیدار خان باشه؟!

    ۱۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    وای کجا بردش .... طفلی رخساره🥲 . ممنونم سانازعزیزم برای این رمان بی نظیر ❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم

    1

    عالی بود پراز رمز راز این داستان ممنون از نویسنده

    ۱ سال پیش
  • زینب

    2

    هیجانی که درون داستان هست

    ۱ سال پیش
  • .....

    3

    چقدر به یه رمان تاریخی قشنگ با قلم عالی نیاز داشتممم😍❤

    ۱ سال پیش
  • .....

    3

    تا اینجا هم فرداد و دوست داشتم و هم هومان👀 حالا بریم ادامه اش ببینیم چی میشه

    ۱ سال پیش
  • .....

    3

    رمان بانودخت یه جور خاصی داره میترکونه✨✨

    ۱ سال پیش
  • .....

    3

    هیجان زده ام برای پارت بعدی🌼

    ۱ سال پیش
  • .....

    2

    عااالییییی💖💖💖💖

    ۱ سال پیش
  • .....

    2

    خیلی غیرقابل پیش بینی بود این پارت✨

    ۱ سال پیش
  • .....

    2

    چقدر وحشتناک که یهو رهاش کرد توی غار وسط تاریکی😶

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️