بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت یازده :
Sanaz.larki, [7/27/2025 2:02 PM]
صبح روز بعد، اولین کارم شستن پیراهن فرداد بود. همانطور که در تشت مسی چنگش میزدم، عطری که روی یقه و سرآستینهایش جا مانده بود، با بوی صابون در هم میآمیخت.
وقتی آن را روی طناب در آفتاب کمرنگ حیاط پهن کردم، از نارگل سراغش را گرفتم.
– مهمون تهرانیتون کجاست؟
نارگل با تعجب گفت:
– فرداد خان رو میگین؟ صبح زود با ماشین رفتن شهر. گفت
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
...آ...
0مسئله اینه فرداد یا هومان؟
۸ ماه پیشباران
0دوستش دارم، رمان، رخساره، هومان، فرداد، وقلم سانازجون❤️
۱۲ ماه پیشهلیا
0چقدر رخساره با وجدان و خوبه🥹💞
۱ سال پیشزینب
0یا واقعا یه حسی وجود داره یا دارن تظاهر میکنن
۱ سال پیشزینب
2خب خب فرداد ۱۱ امتیاز و هومان ۸ ببینیم چیکار میکنید
۱ سال پیشزینب
2بمیرم برات عزیزم یکی از لقب هایی که دلم میخواد به رخساره بدم ملکه ای از خاکستره 🥲
۱ سال پیشداستانش خیلی خوبه
2تا اینجا که من خوندم خوبه
۱ سال پیشماری
4داستان تا اینجا جالب بود
۱ سال پیشمحمد
2تا ابنجا که من خوانداهم رمان خوبی هست
۱ سال پیشمحمد
1رمان خوبی هیت تا ابنجا که من خواندهام
۱ سال پیشHelia
7اون خسچد پلاستیکی که دیس لایک میدی تمام تلاشم رو بکن چیزی به دست نمیاری
۱ سال پیشHelia
2.ای نه مثلث نشععههههعه
۱ سال پیشسوفیا
4واقعا نمیدونم چی باید بگم جالب به نظر میاد
۱ سال پیشنانا
2حقیقتا میتدسم اخرش رابطه ۳ نفره بشه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نرگس
0چرا این دوتا داداش با روح و روان ما بازی میکنن😂