پارت پنجاه :

با نگرانی گفتم: شما مطمئنید که بچه های من می میرن و زنده به دنیا نمیان؟
راستش نمی تونم قاطعانه اینو بگم. درصد کمی هم احتمال داره که زایمان موفقی داشته باشی.
پس من نگهشون می دارم. همسر دیگه خان به تازگی زایمان کردن و دختر کوچولوشون از دنیارفت. می خوام یکی از بچه ها جای مریم رو برای معصومه پر کنه که اینقدر غصه نخوره. من می خوام بچه هام رو نگه دارم دکتر.
بهتره بیشتر فکر کنی عزیزم. او

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یارا

    2

    خیلی احمقه. معصومه باعث و بانیه این اتفاقاته بعد این میخواد با به خطر انداختن خودش غم اونو کم کنه

    ۸ ماه پیش
  • زری

    0

    عالیه خیلی خوشم اومده تا اینجا

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    خدا رو شکر که دوست داشتید ❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • فخری

    0

    ممنون و خسته نباشی نویسنده عزیز قلمت عالیه ❤🌹❤🌹

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    نظر لطف شماست بانو 🙏🏼❤️

    ۱ سال پیش
  • باران

    0

    خداکنه خان همینجوری بمونه، دیگه اذیتش نکنه

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    الهی 🙏🏼

    ۱ سال پیش
  • میم

    1

    واقعا اون خانم هایی که هنوز بچه شون به دنیا نیومده خودشونو بخاطرش میکشن رو درک نمیکنم

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    نمی دونم، احساسات آدما به تنوع تعداد آنهاست. و همه احساسات محترم و مقدسن ☺️

    ۱ سال پیش
  • شیدا

    0

    عالیه بسیاز زیبا

    ۱ سال پیش
  • شیدا

    0

    داستان جالبی هست

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس عزیز دلم

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    شیدا جان پارت چندی

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ببین شیدا جان از پارت ۵۰ خیلی زیاد میشه بیا تو روبیکا برات بزارم آیدی روبیکام @Belfi94

    ۱ سال پیش
  • شیدا

    0

    داستانش عالی وزیبا بود

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس بانو 🙏🏼

    ۱ سال پیش
  • مریم

    0

    ازتون ممنونم خیلی عالیه

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    دوستانی که دنبال یه تصویر ذهنی از پری می گردن، عکسی که امروز تو پس زمینه گذاشتم نزدیک به تصویر پری قصه من آخر این داستانه

    ۱ سال پیش
  • مریم

    0

    ازتون ممنونم خیلی عالیه

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس عزیزم. دوستانی که دنبال یه تصویر ذهنی از پری می گردن، عکسی که امروز تو پس زمینه گذاشتم نزدیک به تصویر پری قصه من آخر این داستانه

    ۱ سال پیش
  • مریم

    0

    ازتون ممنونم خیلی عالیه

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس بانو 🙏🏼

    ۱ سال پیش
  • لیلی

    1

    وااااای واااااای منم دوقلو دارم خوب میدونم دوران بارداری دوقلو یعنی چی👫👨 ❤️ 💋 👨

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    خدا حفظشون کنه 😊

    ۱ سال پیش
  • الهه

    0

    دلم خیلی برای پریدخت میسوزه انشاالله که از به بعد داستان وضعش خوب بشه

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    😊

    ۱ سال پیش
  • الهه

    0

    دلم خیلی برای پریدخت میسوزه انشاالله که از به بعد داستان وضعش خوب بشه

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    فعلا دوره طلایی زندگی پری رو داریم

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    خان هم که همش به فکر خودشه چند ماه صبر کن دیگه

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    واقعا😔

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️