زیرگذر سرمستی به قلم مهشاد لسانی
پارت پنجاه و یک :
نمی توانستم نفس بکشم!دلم می خواست بزنم زیر گریه.مادر صدای گریه ی زن را شنیده بود و دیده بودشان.ارام پچ پچ کرد:خاک عالم! دیدی گفتم یه ریگی به کفش پسرای اینا هست!گل بگیره این خانواده ی مروتی رو! بچه هاش هر کدوم یه پٌخن!پاشو!
صورت مادر قرمز شده بود و زیر لب غرغر می کرد: خاک بر سر اینجور زنا و پسرا! خاک بر سر من که با اینا همسایه م.همینه مادره بهم گفت چیزی دیدم بهشون بگم.خوب شد دیدم ... خوب شد اوم
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حالا معلوم میشه عزیزم.شما چقدر عقبی از قصه.پارت ۱۲۶ هم گذاشتم گلم
۷ ماه پیشزهرا z
0نه تاریخ فقط خواسته کمک کنه ولی این سپیده خانم میخواد سو استفاده کنه
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
مطمئن نباشبدددد
۷ ماه پیشهدی
0نه فک کنم از سر دلسوزی کمکش میکرد
۸ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
مطمئنی؟
۸ ماه پیشزهرا
0شاید واقعا چیز مهمی نباشه الکی اسم زن بیچاره همه جا پخش شده
۱۲ ماه پیشباران
0چراسپیده بگه من باتارخ قراردارم؟ اینم ی معماهست؟
۱۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بله عزیزم معماست
۱۲ ماه پیشفاطی
0دیگه نمیدانم چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه..کاخ رویاهایم فرو ریخت گرد وخاکش بر تنم نشسته نمیخواهم آن را تکان دهم خاطرات کمی دارم ولی مرور آن هم قشنگ است
۱۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
والا منم نمی دونم فاطی جون!
۱۲ ماه پیشترنم
0خود زن ممد مکانیکی گفته امروز تارخ اونجاست نفهمیدم
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
0منم فک کردم منظور مامانش زن مروتی بود،بعد که گفت اسم زن ممد مکانیکی سپیده ست،نفهمیدم چطور شد
۱۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
سپیده خودش گفته بود به گل بانو.وسط حرفاش ریز می گه! اشاره مستقیم نمی کنه
۱۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
هم نرگس خانوم گفته بود برو سر و گوش آب بده! هم خود سپیده به گل بانو گفته بود من با تارخ قرار دارم تو پارک لاله
۱۲ ماه پیشترنم
0شاید تارخ دلش سوخته ک ممد مکانیکی کتکش میزده خواسته کمکی بکنه،شایدم مجبور بشه عقدش کنه برا حفظ آبروشون
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
0وای نه،من روی تارخ کراش داشتم😔😔😔
۱۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دیگه تارخه دیگه...مرموزه
۱۲ ماه پیشاکرم بانو
0امان از دست لیما... فقط اونجاش که میگه حتما دست و پاش هم سفیده😂😂😂
۱۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خب دست و پاشو سفیده
۱۲ ماه پیشترنم
0شاید تارخ دلش سوخته ک ممد مکانیکی کتکش میزده خواسته کمکی بکنه،شایدم مجبور بشه عقدش کنه برا حفظ آبروشون
۱۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
شاید سوخته اماااا ! مگه میشه زن کسی دیگه ای رو عقد کرد؟؟؟قانون جدیده؟؛))
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا ،z
1بنظرم ریگی به کفش این سپیده ست وگرنه چرا باید بگه من با تاریخ قرار دارم🤔🤔