پارت پنجاه و یک :

ـ چون تو می دونستی من موافقم بهشون قول دادی، نه بابا چه ناراحتی؟؟؟ اونجا خونه ی توام هست.
چشمانم که سنگین می شوند، سریع خوابم می برد و وقتی هامین صدایم می کند که بیدار شوم، باورم نمی شود که پنج ساعت خوابیده ام.
هامین مدام اسمم را صدا می کند.
ـ سرمه، سرمه پاشو دیگه تا ده دقیقه دیگه سال تحویل میشه، پاشو یه آبی به سر و صورتمون بزنیم.
ـ ولم کن من خوابم میاد، بزار سال تحویل شه اصلا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمنه

    0

    واقعا لحظه سختی هست خوبه عمه خانم خبرشون کرد وگرنه خاطره بد میشه برای دخترهایی که زمانی بادار میشن ومی خواهند بزائند پارت عالی

    ۱ سال پیش
کپی شد!