پارت صد و هجده :

جالب نه؛ اما غم‌انگیز به ریتم موسیقی ملایم و بی‌کلامی که در فضای ماشین مزدک پیچیده و گوش او و رازان را پر کرده بود هم اشاره داشت.

یک ساعت ابتدایی را هیچ یک لب به سخن باز نکردند، رازان پر از حرف بود؛ اما سکوت را برگزید و مزدک انگار هیچ میلی برای شکستن سکوتش نداشت. دستی که روی دنده نشسته بود، روی ران پای پوشیده از شلوار مشکینش جا گرفت و نگاه رازان به حلقه‌های مشکی و نقره‌ای انگشتاÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آناشید

    0

    امان از ناگفته ها...

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    پایدار فقط با رامیه که حالش پایداره🥲ولی بنظرم نیکو اینجا داره بی انصافی میکنه،طبق گفته های خودش اونا نمیدونن چرا رفته نیکو،و اینکه طبیعیه چهارسال نقشی تو زندگی نشاط نداشته،بعد بیاد ببرش اونور دنیا باهاش زندگی کنه؟خب این بی انصافیه در حق بامداد😶 🌫️

    ۱ سال پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    یه‌چیزهایی هست که نیکو از بامداد نمیدونه و یه‌چیزهاییم بامداد از نیکو، هرکدوم از دید خودشون به جداییشون نگاه میکنن و تا زمانیکه نتونن همدیگه رو بفهمن قابلیتش رو دارن که هردو در حق هم بی‌انصافی کنن.

    ۱ سال پیش
  • فیونا

    0

    اونجایی که گفت مزدک پایدار رو فقط به نفر بزرگ کرده...مزدک پایدار!🥺🖤:)دلم برای نیکو هم میسوزه ولی آخه چرا این چند سال بدون اینکه دلیلشو بگه رفته اون سر دنیا و حالا برگشته تا بعد از چهار سال دخترش و ببینه؟یه کم این قضیه برام گنگه..از بامداد هم بعیده هیچی ازش نپرسیده باشه و ولش کرده باشه به امون خدا

    ۱ سال پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    نیکو دلش از بامداد شکسته، بامداد هم از نیکو؛ یه ابهاماتی هست حتی شاید واسه خودشون که به‌مرور برطرف میشن.

    ۱ سال پیش
  • راز

    0

    چقد آدمای این ناجوری گناه دارن بعضی هاشون

    ۱ سال پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    هر کدوم رنج خودشون رو دارن که توی ناجوری گرفتارشون کرده

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️