پادشاه جاده ها به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت صد و ده :
مهران با خستگی وارد خانه شد، فضای بیروح خانه قلبش را مچاله کرد، دلتنگ نورا بود آنقدر زیاد که دوست داشت دوباره از دیوار خانه بالا برود و به روش خودش او را ببیند. خواست بر روی مبل دراز بکشد که ناگه با صدای ضربات متعدد به در، از مبل خاکی رنگ فاصله گرفت و تا در را باز کرد، با پولاد و شیدا به علاوه نورا و نهال روبرو شد.
نهال با ذوق به آغوش مهران پرید و با خوشحالی و ذوق نامش را صدا زد، مهران
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزم نوش چشمات خوشحالم که لذت بردی و این رمانم رو هم خوندی
۵ ماه پیشManiya
0که توش همه چی بود هم دلخوری هم پنهون کاری هم عشق و علاقه و دوستی که اخر همین عشق بود که همه رو کنار هم نگهر داشت امید وارم که بتونید جلد دومش روهم بنویسید با قلم جادوییتون خدایی عالی بود بی صبرانه منتظر رمان جدیدتون هستم که گفتید در حال نوشتنش هستید 🤗♥️❤️❣️
۵ ماه پیشفاطمه
0داستان خیلی خوبی بود زاویه ی دید سوم شخص خیلی خوب بود ولی داستان جای طولانی تر شدن و شاخ و برگ دادن بیشتر رو داشت داستان خیلی سریع بود .
۵ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
ممنون از اینکه خوندی و ممنون از اینکه نظر دادی... نکته سنج بود حرفت ❤️
۵ ماه پیشفروغ
0به به آفرین بانو جان کیف کردم در حد لالی گاد حالم جا اومد با قلم زیباتون با تک تک کلمات و جمله هاتون دست مریزاد تمام رمان هاتون رو خوندم حالا چه کنم🚶 ♀️🚶 ♀️🚶 ♀️ فقط منتظر پارت فرد باشکوه بمونم🤒🤒🤒
۵ ماه پیش
زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
خداروشکر که لذت بردی همین برای من از همه مهم تره
۵ ماه پیشطهورا
0بابا من تازه می خواستم بچه هاشونم ببینم ! چرا تو اوج تموم شد!؟ 😭😭😂😂
۶ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
😂😂منتظر فصل دومش باش ☺️❤️
۶ ماه پیشآیلین
0حاجی من تازه داشتم لذت می بردم چرا تموم شد ؟!!😂
۶ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
آخ پس منتظر فصل دو باش🤭
۶ ماه پیش♡هاویر♡
1دوس داشتنی بود🤍✨
۸ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی ممنون بابت نظرات زیبا و پر انرژیت
۸ ماه پیشنازنین
0چرا تموم شد من نمیخوام این داستان فصل دوم نداره😭😭😭😭😭😭😭😭😭؟؟
۸ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
احتمالا فصل دو خواهیم داشت ولی اینکه کی بنویسم و سناریو چنینیم درست بشه معلوم نیست
۸ ماه پیشنازنین
0زهرا جون برات *** بفرستم یه دونه گرشاسپ و کوهیار و مهران و پولاد و آبتین و از همه مهم تر باربد که تنها موند برام بفرستی؟؟؟!!!! ممنون
۸ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
بله بله اگه پیدا کنم حتما میفرستم 😂❤️
۸ ماه پیشغزل
1نویسنده جون خسته نباشید عالییی بود بهترین رمانی بود که خوندم 💖💖💖💖😍😍🌹
۸ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم عزیزم ممنون امیدوارم رمانهای دیگم رو هم بخونی و نظرت رو مهمونم کنی
۸ ماه پیشچطور؟
0راستش فکر میکنم اون موقع اشتباهی لایک و کامنت ها رو کم دیدم ، منظورم از اون پیام، تعامل بیشتر با مخاطب حالا داخل کانالی ... بیشتر شناخته بشه، خب خودتون استادین. ارادت .
۹ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
آهان اوکی خواهش میکنم
۹ ماه پیشچطور؟
0زاویه دیدسوم شخص دوست داشتنی بود تو کف توصیفاتشم ! منجسم و روان نوشته شده بود ژانر مهیج اون منو جذب کرد ، صحنه تصادف آخر نفسم و بند آورد باور نکردم تقریبا !هنوز تو فکرشم که چی شد ؟ خب یه ویژگی دیگه اینکه نویسنده انگار واقعا راجب چیزی که تجربه داره نوشته
۹ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
ممنون از این نظر با این دید حدودا منتقدی! خوشحالم که لذت بردی
۹ ماه پیشآتنا
0وای نمیتونم باور کنم تموم شد من داشتم تو رویام زندگی میکردم🥲
۹ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزمممم خبر خوب که فصل دو برای نوشتن استارت خورده 😊
۹ ماه پیشآتنا
0جدیییی دمت گرم 🎀
۹ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فداتم که
۹ ماه پیششیدا
1عالی و پرهیجان. پیشنهاد میدم حتما بخونید خدا قوت زهرا جان قلمت مانا ممنون از رایگان بودنش عزیزم
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی ممنون بابت این پیشنهادت
۱۱ ماه پیشویدا
1خوب بود ولی عالی نه... به نظرم فیلم نامه میشد خیلی بهتر بود.
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Maniya
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
نویسنده جونم خسته نباشی بابت قلم فوق العاده جادویت که همه رو جادو میکنی واقعا بهت تبریک میگم من عاشق همه شخصیت هایی رمانت شدم چه ارشا که بخاطر انتقام امده بود و جونش ازدست داد چه گروه اژدر که خیلی کم بودن تو این رمان ولی اوناهم بخاطر عشق به سرعت بودن چه بابت تیم دوست داشتنی پادشاه جاده ها