پارت پنجاه و هشتم :

فصل نونزده
زمان در آغوش ریوند برای نیل‌رام انگار اصلا گذر نمی‌کرد، همین‌قدر بی‌معنی و کم‌اهمیت بود. ریوند گردن نیل‌رام را با حرارت بوسه باران کرد، انگار از جدایی حسابی رنج کشیده بود، جوری که ممکن بود نیل‌رام را همین الان دوباره از دست بدهد، طوری او را می‌بوسید که دیگر جایی باقی نماند که بر آن بوسه نزده باشد. دلتنگی چه کار ها که با انسان نمی‌کند، اما آن صحنه در ذهن نیل‌رام فرام

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن جلد دوم - سحرآمیز نقشه پارسه نهایی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    وای نه نه اخه چرا مهربانو چراارار بخدا نمیتونم دوباره جدایی دردشون رو تحمل کنم نمیتونم. انگار من خود نیل هستم همه چیزو میبمنم میفهمم درک میکنم و حس میکنم 🥺❤️

    ۱ ماه پیش
  • Mhd

    1

    نمیدونم چرا دیگه از ریوند خوشم نمیاد🤕 دوست دارم نیلرام و سینا باهم باشن ، البته شاید عشق نیلرام باعث شد سینا ادم بشه چون عشق واقعی و سالم خیلی چیزا رو میتونه عوض کنه❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    خیانت به ریوند؟ نچ نچ

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    وای بیچاره ریوند ونیلرام اگه بشه جادو یه کاری کنه اینا برن آینده جایی که نیل رام اومده ممنون خسته نباشید عالی بود

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    فکر نکنم همچین چیزی بشه.

    ۱ سال پیش
  • Marzi

    0

    مرسی فاطمه بانو بابت پارت هدیه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم.

    ۱ سال پیش
  • گلمغانی

    1

    اگر چشم سینا نیلرام را گرفته باشد که گرفته عیرممکنه اجازه بده ریوند و نیلرام به هم برسند .....واقعا چه اتفاقی قراره بیفته .. . ریوند ونیلرام باید فرار کنند ولی به کجا وچطوری ..... ؟؟؟

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره نکته خوبیه و باید دید چی میشه.

    ۱ سال پیش
کپی شد!