پارت صد و ششم :

همین که کارش با برد الکتریکی تمام شد، برخاست و با چند کتاب‌فروشی تماس گرفت، بالأخره کتاب تخصصی پریسان را، که بر سر عصبانیت پاره‌اش کرده بود، پیدا کرد و از فروشنده خواست آن را با پیک به آدرس شرکت ارسال کند.
آن روز زمان برایش زودتر گذشت. با این‌که قصد داشت کمی بیشتر بر سر کار بماند، اما شوق رفتن به خانه و دلجویی از پریسان سبب شد تا هم‌پای امیرکیان برخیزد.
در مسیرش دسته‌گل و جعبه‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م.ر

    0

    امشب عروسی بودم الان آمدم دلم نیومد نخونده بخوابم دل پسرمون خون شد😉😉

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    خوش گذشته باشه بانو جان 🌸💗

    ۱۲ ماه پیش
  • غزل

    0

    خیلی خیلی عاااالی هستین

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    مهرتون پایدار غزل جانم💗🍀

    ۱۲ ماه پیش
  • هستی

    0

    کاش دیگه هردوتاشون ازخرشیطون بیان پایین وبجای لجبازی به کم بیشتر همدیگه رودرک کنن خانم جاری افشین چی شد خبری ازش نیست خیلی دلم میخوادبدونم وقتی بفهمه پریسان اذدواج کرده چه حالی میشه

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    از افشین هم به حد ضرورت میگم براتون🌷🙏🩵

    ۱۲ ماه پیش
  • محرابی

    0

    ممنونم خانم جاری عزیز بابت پارتخای زیباتون. آفرین پریسان باید بهش بفهمونی زنا کارایی بلدن که مردارو جوری درگیر کنن که همش تو فکر اونا باشن.

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    مهرتون پایدار بانو جان 🍀🌷🙏

    ۱۲ ماه پیش
  • میترا

    0

    واقعا یک زن اول از همه دلش یک گوش،شنوا می خواهد پس از آن یک ذهن راحت و کسی که همه جوره او را درک کند که متاسفانه کم پیدا می شود

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله همینطوره 👌

    ۱۲ ماه پیش
  • بانو

    0

    گاهی همین نگفته ها باعث اختلاف،اگر بهش بگه شاید اشتباه شنیده ... رفع سوء تفاهم کنه،زن شوهر در حال و زمانی بهتر ناگفته ای نداشته باشند برای هم رو باشند چیز پنهانی نداشته باشن

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله، ببینیم این راه رو میره و میگه...

    ۱۲ ماه پیش
  • یاسی

    4

    باشو وا داش توش سین ... که بیر بالاجا قیزینان چالا بیلمیجه سن..ساغول پریسان اله بله باشاجاخ گد

    ۱۲ ماه پیش
  • راز

    1

    قربونت برم ناز بانو من دوس دارم خیلی زبان آذری یاد بگیرم میشه معنیش کنی لطف میکنی

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم رادفر

    0

    طفلکی ... ی بهونه پیدا میکنه اخرش بی نتیجه میمونه پری میزنه تو ذوقش دلم واسش سوخت ولی گف اره دوست دارم بمونی😩

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله گفت و صادقانه هم گفت🥹

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    😂😂

    ۱۲ ماه پیش
  • راز

    3

    خودت بیرونش کردی حالاالتماس کن کاش باهم حرف بزنن بهترین راه برای رفع دلخوری همینه برارفع چیزایی ک فک میکنیم درسته ولی اشتباهن وفک میکنیم بارفتارمون طرف متوجه میشه منظورمون چیه ولی اصلا متوجه نیست وفاصله،فاصله ایجادمیکنه امیدوارم برای آرامش خودشون همه زنان ومردان سرزمینم برای رفع دلخوریشون حرف بزنن

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم رادفر

    2

    اره واقعا ی ضرب المثل هس ک میگه حرف حق تلخ است اما گشایش در آن است..نشون میده که گاهی بیان حقیقت و صحبت کردن درباره مشکلات هر چند ممکنه در ابتدا ناخوشایند باشه در نهایت منجر به حل شدن مسائل و بهبود اوضاع میشه

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    صددرصد همینطوره 👌

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله همینطوره 👌

    ۱۲ ماه پیش
  • میم

    1

    پریسان داره زیاده روی می کنه،نزدیک نصف ساله ازدواج کردن فقط مواقع درگیری دوکلمه حرف زدن،دوتا آدم عاقل و بالغین چرا با گفتگو مشکل رو حل نمی کنین😮🤔

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    این بار پریسان دوری کرده🤦

    ۱۲ ماه پیش
  • میم

    3

    ای بابا دیگه شرایط جوره غرورشم کنار گذاشت گفت دوست داره بمونی بشین حرف بزن از همه ناگفته ها بعدش باز دوباره میتونی تصمیم بگیری مراحل به زانو دراوردش رو ادامه بدی یا نه 😁

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ببینیم ناز کردنش تداومی داره...🤔

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم رادفر

    2

    به به چه شعر قشنگی سلیقتون بیسته مریم جان آهنگم عالی بود محشر بود💚😍

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    عزیزی جانم... خوشحالم دوستش داشتی😍

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم رادفر

    3

    کاش میگفت چه چیزا شنیده و ی بار درست حسابی با هم حرف بزنن تا مشکلاتو حل کنن

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله، گفتگو یک مهارت معاشرتیه که متأسفانه خیلیهامون بلد نیستیم، یا سهل‌انگاری میکنیم. امیدواریم پریسان به‌ کار بگیره👌

    ۱۲ ماه پیش
  • سعادت

    2

    بله پریسان خانم شما میتوانید

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    مهرتون مستدام بانو جان🌷🩵

    ۱۲ ماه پیش
  • سوگند

    3

    عالی بود ممنون

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    مهرتون پایدار عزیزم🌷🩵

    ۱۲ ماه پیش
  • نسترن

    4

    ایول داری مریم بانو💜💜

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    عزیزی جانم🌷🩵

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️