پارت چهل و نهم :

همین که آشپزخانه کمی سروسامان گرفت و خلوت شد، فنجان‌های چای را پر کرد و داخل سینی چید. از افشین خواسته بود در حضور مهمانان ماهواره روشن نکند اما صدای بلند موسیقی اعصاب نداشته‌اش را خط‌خطی می‌کرد. سینی را برداشت و وارد جمع شد. نگاهش به تلویزیون داخل پذیرایی افتاد، صدا مربوط به فیلم عروسی‌شان بود که افشین داخل دستگاه گذاشته بود. چای را تعارف کرد و به او که رسید کنار گوشش آهسته اما تحکم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فادیا

    1

    فقط منم دلم به حال کاوه سوخت ؟ بنظرم فرید و کاوه واقعا با شخصیتن

    ۶ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    فادیا جان، کاوه اینجا واقعا داشت پادرمیونی میکرد و این حرفِ پریسان حقش نبود. فرید هم آقاست!

    ۶ ماه پیش
  • طهورا

    1

    چقدر پریسان احمقه😐چقدر رفتارش رو مخه خب لذت ببر از زندگیت این رفتارا چیه

    ۸ ماه پیش
  • سوزان

    1

    😐😐والا منم جاش بودم خونم ب جوش میومد پریسانم دیگه شورشو دراورده

    ۸ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ازدواج کورکورانه، نتیجه‌ای جز این نداره. تفاوت عقیده زیر یک سقف مشکل‌سازه💔

    ۸ ماه پیش
  • صدف

    3

    شدانچه که نباید بشه.حرمت هاشون شکسته شد

    ۱۱ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله همینطوره 👌🥺

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    0

    چه وضعی شد

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله😓😓

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم

    4

    درسته باکارای افشین مخالفم ولی پریسانم اشتباه کرد نباید دور میریمت باید قبل از اومدن مهمونا این مسئله رو با همسرش حل میکرد اصلا قبل از اومدن مهمونا جلو خودش دور میریخت که اینطوری به دعواوسط مهمونی ختم نشه اینطوری هردو بی حرمت شدن جلو همه و روشون به هم باز شد پریسان سیاست بلد نیست اصلا

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    خیلی اشتباهها صورت گرفت. کمی صبوری میتونست ورق رو به نفع زندگیشون برگردونه... اما یه درصد فکرکن همسرش میذاشت اونا رو جلو چشمش دور بریزه🙈🙈

    ۱ سال پیش
  • زهرا z

    4

    عالی دارم لذت میبرم از خوندنش الان دوس دارم پریسانو فوش بدم بخاطر انتخابش😁😁

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    نوش نگاهت. لذت ببر و به اعصابت مسلط باش جانم 🙈😁

    ۱ سال پیش
  • مریم

    3

    ولی خب این وضع تقصیر هیچکس نیست گاهی میگیم ونوشه خانوم، سهند، سهلیا، افشین ، امیر کیان ولی اینا همه تاوان قسم پریسانه

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    وقتی شخص دیگه‌ای رو مقصر میکنیم، درواقع بیشتر میخوایم رو اشتباه خودمون سرپوش بذاریم😔ممنونم مریم عزیز💗

    ۱ سال پیش
  • مریم

    4

    تا دیشب با خودم میگفتم چه خوب که افشین سر کوفت *** رو به پریسان نمیزنه کامنت زیاد گذاشته بودم روم نشد دیگه کامنت بزارم وگرنه همون دیشب میخواستم اینو بگم که معلوم شد پاش برسه میگه خیلی عصبانی شدم خیلی ولی خب راستم میگه پریسان خودش اصلا پرس و جو نکرد قبل ازدواج 🥲

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله، هر دو با هدفهای دیگه و چشم و گوش بسته به این زندکی پا گذاشتن.... ممنونم مریم جانم🙏🌸🌷

    ۱ سال پیش
  • راز

    3

    مریم جون من امروز کلا گرفتار بودم نتونستم کامنت بزارم گلم دست درد نکنه واسه پارت هدیه

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    شما همیشه هستی و من این حضور رو قدر میدونم🥰🥰🥰. طبیعیه که هرکسی مشغله‌ی خودش رو داشته باشه و همیشه وقتش آزاد نباشه🌸🙏🌷

    ۱ سال پیش
  • راز

    3

    حرمت ،حرمت وقتی شکسته بشه همه چی دریده میشه هیچ کدوم حرمت هم رو نگه نداشتن

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله، متاسفانه هردو اشتباه کردن. 🙏🌸

    ۱ سال پیش
  • ماری

    3

    بله زندگی دختره نابود شد

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    💔💔💔💔ممنونم ماری جان🌷🌷

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    2

    وای دعوا😱 من خیلی میترسم مشکلات شروع شد😔😔

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله، این حجم از اختلاف عقیده قابل پنهان شدن نبود. ممنونم از حمایتت🌷🌸

    ۱ سال پیش
  • لیلا

    1

    هیچی بدتر از توهین به خانواده های دو طرف نیست خیلی بد شد *** های حرمت بینشون دریده شد بقول نویسنده عزیز نتیجه فاصله طبقاتی همینه

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    لیلای عزیز، خوش آمدید به جمع مخاطبان من 💚بله، بی‌احترامی توجیهی نداره😔خوشحال میشم اگر بیشتر با من در ارتباط باشید🌸🙏

    ۱ سال پیش
  • سمیه

    1

    عالی بود عاشق رمانتم

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    سمیه جان، خوش آمدید به سوگند پریسان💚خوشحال میشم اگر بیشتر با من در ارتباط باشید جانم💗🌷

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️