پارت هشتاد :
کیف و کتش را از روی صندلی کنارش برداشت و بعد از باز کردن در، پرتو اندکی کنار کشید تا آوید بیرون بیاید. پرتو در حالی که لبخندش پررنگتر میشد، دستش را جلو برد و کیف و کت آوید را گرفت. سعی کرد خوشحال و پر انرژی باشد. شاد کنار آوید ایستاد و زیر خورشید سوزان گفت:
- سلام خسته نباشی! چی شده اینقدر زود اومدی؟ ماشنیت رو که دیدم خیلی تعجب کردم.
آوید دستی به پشت گردنش کشید. یک لبخند ملیح که خ
این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
به پشتیبانی اطلاع بدید
۵ ماه پیشفاطمه
1ای آوید منفعت طلب پرو🤨
۵ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
🤦🏻♀️
۵ ماه پیشفاطمه ❤️
2دخترمون سکته کرد چه طرز خبر مهم دادن آوید جان 😁خوشم میاد پر رو هم هست میگه باید.. انگار میخواد از تو سبد خرید بچه دربیاره آنقدر ریلکس گفت 🤭😅
۵ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
😂😂 سبد خرید رو خوب اومدی
۵ ماه پیشسحربانو
2آوید کلک 😂
۵ ماه پیشهانا
2پرتو جا شما از الان یه اولاد تو بغلت تصور کن😂👋
۵ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
😂😂
۵ ماه پیشزهرا z
1ای اوید همچی بدشم نمیاد به پرتو یه ناخنک بزنه یه کار بچه دارشیم😂😂😂😂
۵ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
😂 الله اکبر
۵ ماه پیشآهو
2یه جوری گفت ما باید بچه دار بشیم انگار میخواد عروسک بگیره توبه خدایا
۵ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
واقعا توبه
۵ ماه پیشاسرا
3قرارچطوربچه داربشید😁🙏
۵ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
به آسانی😄
۵ ماه پیشAlireza
1اوهو عزیززززم ماباید، این بایدو ازکجاآوردی جذاب مگ ب حرف
۱۰ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
به عمله خخ
۱۰ ماه پیشایسان
2چه بی مقدمه گفت اوید
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
کلا مدلشه! همه کاراش بی مقدمه
۱ سال پیشم.ر
0برای بچه دار شدن نقش بازی کنن
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
شاید
۱ سال پیشم
0این کار آوید خیلی پرروبازیه،پرتو نباید قبول کنه،تا اینجا هر کاری کردن زندگی خودشون بوده ولی از این به بعد پای به نفر دیگه هم میاد وسط که قراره بدون پدر یا مادر بزرگ بشه ❤️ 🙏
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
بحث پول که وسط باشه پررو بازی و کم رو بازی نداریم.
۱ سال پیشآمنه
1پارت عالی خوش بدرخشید خواهش میکنم راه حلی قرار بدید که اونها مجبور نباشند بدون احساساتی بینشون بشه فرزند بیارن من میگم علاقه بعد ازدواج در واقع اجبار حساب میشه وبه نوعی مسئولیت
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
متاسفانه حقیقت تلخه
۱ سال پیشآمنه
1یعنی تبریک دست پرتو بدید و سر آوید رو دو نیم کنه نمی گذارم هیچ قاضی اونو اعدام یا زندان کنه بر عکس بهش مدال عدالت رو میدم اخه بین اونها قول وقرار بچه و رابطه نیست حتی اگه ازدواج کرده باشند شاید بعضیها بگن گناه نکرده ولی چون اونها برای زندگی مشترک ازدواج نکردن پس من میگم حتی رابطه هم اشتباه هست
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
خب قول و قرار های جدید می تونن بعد معامله هم بیان.
۱ سال پیشFfffff
1بیچاره پرتو الهی جز جیگر بگیری آوید طماع
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
الهی آمین.
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

رویا
0برایvipدوبار هم هزینه پرداخت کردم منتها برام باز نمیشه