پارت هشتاد :

کیف و کتش را از روی صندلی کنارش برداشت و بعد از باز کردن در، پرتو اندکی کنار کشید تا آوید بیرون بیاید. پرتو در حالی که لبخندش پررنگ‌تر می‌شد، دستش را جلو برد و کیف و کت آوید را گرفت. سعی کرد خوشحال و پر انرژی باشد. شاد کنار آوید ایستاد و زیر خورشید سوزان گفت:
- سلام خسته نباشی! چی شده این‌قدر زود اومدی؟ ماشنیت رو که دیدم خیلی تعجب کردم.
آوید دستی به پشت گردنش کشید. یک لبخند ملیح که خ

این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحا

    1

    عاشق خبر دادن آویدم یعنی عالیی 😂 نویسنده های خوشگل خسته نباشید و خداقوت عالیه ✨️💋

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی گل😍

    ۲ ماه پیش
  • زیبا

    1

    یه جور میگه ما باید بچه دارشیم انگار میخوان از لپ لپ شانسی بچه بیارن آقا آوید مگه بچه آوردن به همین اسونی یاست غیر از این با اون شرایطی که شما دارید البته فعلآ 🤭اخهه مگه میشه مگر اینکه بارداریه پرتو هم مثل همه چی دروغ و الکی باشه 😂🤦🏻 ♀️😑

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اوید و کار های عجیب

    ۲ ماه پیش
  • رویا

    0

    برایvipدوبار هم هزینه پرداخت کردم منتها برام باز نمیشه

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    به پشتیبانی اطلاع بدید

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    ای آوید منفعت طلب پرو🤨

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    🤦🏻‍♀️

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    3

    دخترمون سکته کرد چه طرز خبر مهم دادن آوید جان 😁خوشم میاد پر رو هم هست میگه باید.. انگار میخواد از تو سبد خرید بچه دربیاره آنقدر ریلکس گفت 🤭😅

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂😂 سبد خرید رو خوب اومدی

    ۷ ماه پیش
  • سحربانو

    2

    آوید کلک 😂

    ۷ ماه پیش
  • هانا

    2

    پرتو جا شما از الان یه اولاد تو بغلت تصور کن😂👋

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂😂

    ۷ ماه پیش
  • زهرا z

    2

    ای اوید همچی بدشم نمیاد به پرتو یه ناخنک بزنه یه کار بچه دارشیم😂😂😂😂

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂 الله اکبر

    ۷ ماه پیش
  • آهو

    2

    یه جوری گفت ما باید بچه دار بشیم انگار میخواد عروسک بگیره توبه خدایا

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    واقعا توبه

    ۷ ماه پیش
  • اسرا

    3

    قرارچطوربچه داربشید😁🙏

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    به آسانی😄

    ۷ ماه پیش
  • Alireza

    1

    اوهو عزیززززم ماباید، این بایدو ازکجاآوردی جذاب مگ ب حرف

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    به عمله خخ

    ۱۲ ماه پیش
  • ایسان

    2

    چه بی مقدمه گفت اوید

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    کلا مدلشه! همه کاراش بی مقدمه

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    0

    برای بچه دار شدن نقش بازی کنن

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    شاید

    ۱ سال پیش
  • م

    0

    این کار آوید خیلی پرروبازیه،پرتو نباید قبول کنه،تا اینجا هر کاری کردن زندگی خودشون بوده ولی از این به بعد پای به نفر دیگه هم میاد وسط که قراره بدون پدر یا مادر بزرگ بشه ❤️ 🙏

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بحث پول که وسط باشه پررو بازی و کم رو بازی نداریم.

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    1

    پارت عالی خوش بدرخشید خواهش میکنم راه حلی قرار بدید که اونها مجبور نباشند بدون احساساتی بینشون بشه فرزند بیارن من میگم علاقه بعد ازدواج در واقع اجبار حساب میشه وبه نوعی مسئولیت

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه حقیقت تلخه

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️