پارت هفتاد و چهارم :
***
پس از پارک ماشین مقابل ساختمان مورد نظرش، دست به سینه به صندلی تکیه داد و با نگاه به جهت راست منتظر عزیزترین زن زندگیاش ماند. با دیدن او که با شور و حال از دوستانش خداحافظی کرد و بهسوی ماشین آمد، خستگیاش را به فراموشی سپرد و وجودش را حسی ناب از حضور او احاطه کرد. گونش درب ماشین را گشود و با یک حرکت سوار شد و با هیجان و صدایی رسا خطاب به مردش گفت:
- سلام عزیز دل گونشی.
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
ممنون🥰🥰
۲ هفته پیشم
1خیلی رمان عالیی بود،پایانش قشنگ بود،تشکر از خانم میرزایی عزیز برای این رمان زیبای رایگان،خسته نباشید 🙏🏻👏👏❤️
۱ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
سلام زنده باشین 🌹 نوش نگاهت گلی 🌹 🌹 🌹
۱ ماه پیشم
1وای،چه جالب هنوز اون حرفش یادش مونده بود🤩
۱ ماه پیشهلنا
1وای خدایه من فقط دیالوگ آخرش (ممنونم که من رو بد خوب تر خوب خوندی..)😭🫀💫🛐 بازم مثل همیشه شاهکار کاشتی با این قلمت راضیه جون عالیی بود نویسنده عزیز واقعا ازت ممنونم که با این قلم دلنشینت باعث میشی حداقل کمی هم که شده با خوندن رمانات از دنیای واقعی فرار کنم و پناه ببرم رویا و خیالت زیبا 🫠😘🥹✨
۲ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم که با خوندن رمانم منو خوشحال کردین. فقط عزیز من عاطفه هستم نه راضیه🤭🥴 خوشحالم بابت حس خوبت. 🌹
۲ ماه پیشاشرف
2سلام ممنون عزیزم بخاطر رمان زیبات لذت بردم برای باردوم خوندم بازم لذت بردم موفق باشی
۲ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
سلام ممنون گلی. ای جانم خوشحالم از اینکه رمان رو دوست دارین😍 😍
۲ ماه پیشنیلی
1سلام عزیزم رمانتون خیلی قشنگ بود ❤️
۲ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
سلام ممنون لطف دارین🌹
۲ ماه پیشمحیا
1خیلی عالی بود ممنون بازم برامون مینویسی خوش قلم🥰🥰🥰🌸🌸🌸🩷🩷🩵🩵
۲ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
نوش نگاهت گلی، ممنون که همراهمی🌹 🌹
۲ ماه پیشپری
1ممنونم ک پایان خوشی داشت دست درد نکنه
۳ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
نوش نگاهت گلی، 🌹
۳ ماه پیشمامان عسل
1سلام به خانم میرزایی عزیز..رمان خیلی قشنگی بود واقعا لذت بردم گرچه رمان های دیگه هم از شما خونده بودم و همه عالی بودن دست مریزاد به قلمت 👏👏موفق و موید باشی عزیزم 🙏🌸
۳ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
سلام گلم ممنون شما لطف دارین 🌹 🥹 💚 خوشحالم که این رمانم باب دلتون بوده
۳ ماه پیشباران
1سلام خانم میرزایی عزیز من عاشق مدل نوشتن شما شدم واقعا عالی مینویسن تازشم رمان اعجاز دلدادگی شما که انلاین هستش رو میخونم وعاشقش هستم امیدوارم موفق باشین 🥰
۳ ماه پیشگیلانی
2سلام عاطفه خانم میرزایی عزیز ممنون که اینقدر زیبا می نویسید همیشه در پناه خدا تندرست وموفق باشید
۳ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
سلام گلم خواهش میکنم شما لطف دارین..🌹
۳ ماه پیشنیلو
2خیلی رمان خوبی بود منکه خیلی لذت بردم سپاس از نویسنده عزیز بخاطر قلم خوبشون✨🤍
۴ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
ممنون از نگاه گرمتون 🌹
۴ ماه پیشasma
2من به تازگی رمانتون رو تموم کردم واقعا عالی و بی نقص بود
۴ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
ممنون از نگاه گرمتون گلم شما لطف دارین گلی، خوشحالم خوشتون اومده🌹
۴ ماه پیشیلدا
3ساعت چهاره و من هنوز با شور و اشتیاقی وصف نشدنی در تجسم رمانتون هستم با قلبی پر از هیجان تمومش کردم و این بیشتر از هرچیزی خوشحالم میکنه که قلمی قویی و زیبا از شما خوندم و پر انرژی میخوام برم رمان های بعدی تون رو شروع کنم خسته نباشید میگم بهت عاطفه ای قشنگم امیدوارم موفق و پر انرژی به راهت ادامه بدی
۵ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
یه خسته نباشی بهت بگم یلدای گلم، ممنون از لطفت گلی. شما به من و رمانام لطف دارین. خوشحالم همرام هستی 🌹 🌹 🌹
۵ ماه پیشzeinab
2واقعا ازت ممنونم گلم ک این حس های خوب و با خوندن رمان زیبات ب من دادی همیشه موفق باشی بانو❤️ هر قسمت از رمان و واقعا باهاش زندگی کردم🥹
۵ ماه پیش
عاطفه میرزائی | نویسنده رمان
سلام نوش نگاهت گلی. خیلی خوشحالم که رمان باب دلت بوده😍😍یه دنیا ممنونننننن بابت انرژی مثبتت🌷
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ماهرخ
0رمان قشنگی بود قلمتون مانا