پارت سیزده :

با صدای در، تونستم به خودم بیام.
دستی به گردنم کشیدم.
سنگینی نگاهش رو احساس میکنم؛ اما حاضر نیستم سر بلند کنم و ببینمش.
طوسی‌های‌‌ عجیبی داره.
وقتی نگاهش می‌کنی، تو صورتش یک گرگ زخمی رو می‌بینی.
صدای تق‌تق پاشنه‌های‌‌ کفشی که از راهرو به گوش میرسه.
-عشقم؟
سر بلند کردم.
ابرویی بالا انداختم.
از جاخوردگی‌م، ابرویی بالا انداخت و هر دو بهم نگاه میکنیم.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آذر

    2

    نه نویسنده جون اسم واقعیش رومانو باشه. رومانو واقعا هم زیادی قشنگه هم بهش میاد.

    ۱ سال پیش
  • سارا

    1

    قشنگ بود 👌🏻

    ۱ سال پیش
  • نوشین مامی

    2

    مامی دوباره مافیا شروع کردی بعد دو سال قراره بترکون راه بندازی😁😁

    ۱ سال پیش
  • فن نوشین

    0

    عزیزم نوشین مامی اومده غوغا کنههههه

    ۱ سال پیش
  • اسپاگتی

    0

    میگم عادیه من رو آرتور هیچی نشده کراش زدم؟!!! وای مامیییی فوق العاده بود

    ۱ سال پیش
  • rey☆♡

    1

    فوق العاده بود چقدر برای پارت بعدی ذوق دارم😍🥺

    ۱ سال پیش
  • شیوا

    1

    بی صبرانه منتظر پارت بعدیم مارو زیاد تو خماری نزارین لطفا 🤭

    ۱ سال پیش
  • شیوا

    0

    هر پارت که میگذره داره جذابتر میشه هر دو شخصیت مرموز و پر از رمز و راز 😶 🌫️فوق العاده بوووود❤️ 🔥

    ۱ سال پیش
  • Fatemeh

    0

    وای تا اینجا که خوندم عالیییییی بود

    ۱ سال پیش
  • طرفدار همیشگی دیوا

    0

    بلا خیلی به خودش سخت می گیره

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    خسته نباشی گلم عالی بود🦋💕 شخصیت مرموز این مرد جذابه برام🥺😍

    ۱ سال پیش
  • Najva

    2

    ممنون🌹منم حرفش درمورد اسمش و باور نکردم.🤔

    ۱ سال پیش
  • Ayda

    2

    بی صبرانه منتظر قرار بعدی هستم🙂 ↔️🌸

    ۱ سال پیش
  • Ayda

    2

    به به آرتور خان😍

    ۱ سال پیش
  • نفس

    2

    ممنون نوشین جان پارت زیبای بود حالا بریم جلو ببینم چی میشه

    ۱ سال پیش
کپی شد!