اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت سیزده :
با صدای در، تونستم به خودم بیام.
دستی به گردنم کشیدم.
سنگینی نگاهش رو احساس میکنم؛ اما حاضر نیستم سر بلند کنم و ببینمش.
طوسیهای عجیبی داره.
وقتی نگاهش میکنی، تو صورتش یک گرگ زخمی رو میبینی.
صدای تقتق پاشنههای کفشی که از راهرو به گوش میرسه.
-عشقم؟
سر بلند کردم.
ابرویی بالا انداختم.
از جاخوردگیم، ابرویی بالا انداخت و هر دو بهم نگاه میکنیم.
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
1قشنگ بود 👌🏻
۱ سال پیشنوشین مامی
2مامی دوباره مافیا شروع کردی بعد دو سال قراره بترکون راه بندازی😁😁
۱ سال پیشفن نوشین
0عزیزم نوشین مامی اومده غوغا کنههههه
۱ سال پیشاسپاگتی
0میگم عادیه من رو آرتور هیچی نشده کراش زدم؟!!! وای مامیییی فوق العاده بود
۱ سال پیشrey☆♡
1فوق العاده بود چقدر برای پارت بعدی ذوق دارم😍🥺
۱ سال پیششیوا
1بی صبرانه منتظر پارت بعدیم مارو زیاد تو خماری نزارین لطفا 🤭
۱ سال پیششیوا
0هر پارت که میگذره داره جذابتر میشه هر دو شخصیت مرموز و پر از رمز و راز 😶 🌫️فوق العاده بوووود❤️ 🔥
۱ سال پیشFatemeh
0وای تا اینجا که خوندم عالیییییی بود
۱ سال پیشطرفدار همیشگی دیوا
0بلا خیلی به خودش سخت می گیره
۱ سال پیشثریا
2خسته نباشی گلم عالی بود🦋💕 شخصیت مرموز این مرد جذابه برام🥺😍
۱ سال پیشNajva
2ممنون🌹منم حرفش درمورد اسمش و باور نکردم.🤔
۱ سال پیشAyda
2بی صبرانه منتظر قرار بعدی هستم🙂 ↔️🌸
۱ سال پیشAyda
2به به آرتور خان😍
۱ سال پیشنفس
2ممنون نوشین جان پارت زیبای بود حالا بریم جلو ببینم چی میشه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آذر
2نه نویسنده جون اسم واقعیش رومانو باشه. رومانو واقعا هم زیادی قشنگه هم بهش میاد.