اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت سیزده :
با صدای در، تونستم به خودم بیام.
دستی به گردنم کشیدم.
سنگینی نگاهش رو احساس میکنم؛ اما حاضر نیستم سر بلند کنم و ببینمش.
طوسیهای عجیبی داره.
وقتی نگاهش میکنی، تو صورتش یک گرگ زخمی رو میبینی.
صدای تقتق پاشنههای کفشی که از راهرو به گوش میرسه.
-عشقم؟
سر بلند کردم.
ابرویی بالا انداختم.
از جاخوردگیم، ابرویی بالا انداخت و هر دو بهم نگاه میکنیم.
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
1قشنگ بود 👌🏻
۱۲ ماه پیشنوشین مامی
2مامی دوباره مافیا شروع کردی بعد دو سال قراره بترکون راه بندازی😁😁
۱۲ ماه پیشفن نوشین
0عزیزم نوشین مامی اومده غوغا کنههههه
۱۲ ماه پیشاسپاگتی
0میگم عادیه من رو آرتور هیچی نشده کراش زدم؟!!! وای مامیییی فوق العاده بود
۱۲ ماه پیشrey☆♡
1فوق العاده بود چقدر برای پارت بعدی ذوق دارم😍🥺
۱۲ ماه پیششیوا
1بی صبرانه منتظر پارت بعدیم مارو زیاد تو خماری نزارین لطفا 🤭
۱۲ ماه پیششیوا
0هر پارت که میگذره داره جذابتر میشه هر دو شخصیت مرموز و پر از رمز و راز 😶 🌫️فوق العاده بوووود❤️ 🔥
۱۲ ماه پیشFatemeh
0وای تا اینجا که خوندم عالیییییی بود
۱۲ ماه پیشطرفدار همیشگی دیوا
0بلا خیلی به خودش سخت می گیره
۱۲ ماه پیشثریا
2خسته نباشی گلم عالی بود🦋💕 شخصیت مرموز این مرد جذابه برام🥺😍
۱۲ ماه پیشNajva
2ممنون🌹منم حرفش درمورد اسمش و باور نکردم.🤔
۱۲ ماه پیشAyda
2بی صبرانه منتظر قرار بعدی هستم🙂 ↔️🌸
۱۲ ماه پیشAyda
2به به آرتور خان😍
۱۲ ماه پیشنفس
2ممنون نوشین جان پارت زیبای بود حالا بریم جلو ببینم چی میشه
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
آذر
2نه نویسنده جون اسم واقعیش رومانو باشه. رومانو واقعا هم زیادی قشنگه هم بهش میاد.