پارت یازده :

معطل نکردم و سریع به عقب چرخیدم.
هر دو، جا خورده به همدیگه نگاه می‌کنیم.
ابرو بالا انداخت و من، اخم کردم.
رومانو!
پس رومانو این مرد بود!
کسی که به سختی مصاحبه می‌کرد، هرگز بین مردم و تو شلوغی‌ها دیده نمی‌شد.
جز چند تا عکس تار و بی‌کیفیت که هر بار باید برای اخبار و روزنامه‌ها استفاده میکردیم، چیزی در دسترس نداشتیم.
اما الان، این مرد روبه‌روی من بود!
دست تو Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Z.k

    0

    صراحت بدون گزافه گویی

    ۱ سال پیش
  • سپیده

    2

    هیجان انگیزه

    ۱ سال پیش
  • Meai

    1

    عالیییییییییییییییی

    ۱ سال پیش
  • آذر

    1

    اوه مامی، مای نیو کراش 😂🫠❤️ 🔥

    ۱ سال پیش
  • مائده

    0

    نصف پارت رو درمورد، سوالات صحبت کرد خب بپرس دیگه:|. پارت های قبلی جذاب تر بود، احساس می کنم توی این سه پارت جدید خیلی داره کشش میده.

    ۱ سال پیش
  • مهوش

    1

    دقیقا باید چی بپرسه که میگی خب بپرس دیگه؟؟؟؟ مگه قراره چیزی بپرسه؟ چقدر عجیبی تو با این سوالت😂

    ۱ سال پیش
  • mahdieh

    2

    عالیییی بود❤️

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    حقیقتا خوشحالم از همون اول نخوندم و الان که 12 پارت هست پشت سر هم میخونم خسته نباشی گلم عالی بود 😍🌹

    ۱ سال پیش
  • rey♡☆

    2

    خیلی خوشگله ممنون از نویسنده

    ۱ سال پیش
  • ماه

    3

    خیلی جالبه😘💓

    ۱ سال پیش
  • آنیا

    2

    مرتیکه ازدماغ فیل افتاده پیف پیف پیف

    ۱ سال پیش
  • نفس

    4

    پارت خوبی بود ممنون

    ۱ سال پیش
کپی شد!