پارت شصت و پنجم :

***
به‌ محض خروجش از ماشین و بستن درب آن، با سلامی که شنید، به عقب چرخید. از دیدن امیررضا اخم غلیظی را مهمان صورتش کرد و زیر لب پچ زد:
- گیرم علیک!
امیررضا با سری پایین افتاده، گامی پیش آمد.
- خوبین شما؟
درحالی‌که ماشین را با ریموت شکسته‌اش قفل می‌کرد، جواب داد:
- دکتری؟
امیررضا یکه‌خورده سر بلند کرد و نگاه بی‌پروایش را به او دوخت.
- هان چرا اینجوری نگاهم می‌ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    داداشا هردوشون خیلی ماهن اما کیه قدر بدونه،اون دخترا همش در حال فرارن 🥺🤭

    ۳ ماه پیش
  • م.ر

    4

    چرا دو برادر فرار می کنند بابا برین جلو عشقتو جار بزنین😌😌

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    والا 😂 ناز میکنن😪

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    حرفای علیسان رو دوست داشتم نباید اجبارش کنه💗

    ۱ سال پیش
  • زینب

    5

    آفرین به این داداش که حتی تو شرایط سخت هم خرف آرومم ومنطقی میزنه هرکس دیگه ایی بود حتی حوصله. حرف زدن نداشت کاش از این جور آدم ها زیاد بود

    ۱ سال پیش
  • سهیل۲۹

    3

    آخییی امیررضا🥹🥹🥹🥹

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    3

    اشکهای امیررضاکجابزارم راضی اسک امیرودرآوردی🙏

    ۱ سال پیش
  • نفس

    5

    خداکنهامیر رضا به مراد دلش برسه وبا هم تفاهم پیدا کنند

    ۱ سال پیش
  • نفس

    6

    پارت زیبای بود ممنون ولی از قضاوت راضیه در مورد علیسان خوشم نیومد این همه علیسان رو می شناسه هر وقت اتفاقی بیوفته دوباره راضیه به تنظیمات کارخانه برمی گرده.

    ۱ سال پیش
  • زینب

    5

    چقد عاشقانه🙂

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    5

    اییی راضیه اتیش *** امیر مظلوم ما رو اذیت نکن بی ادب 🙏🙏🙏🌹🌹🌹😘😘

    ۱ سال پیش
  • اهو

    6

    عالی بود 🌹🌹🌹امیرخیلی با احساس🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺☝🏻

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️