پارت سی و ششم :

با صدای خداحافظی کردن البرز با هامین به پذیرایی برمی گردم تا با البرز خداحافظی کنم و حسن نیتم را برای همکاری با البرز در جلسات مشاوره نشان دهم.
ـ به سلامت، خوش اومدی.
هامین دستش را پشت کمرم می گذارد و می گوید:
ـ راستی برای جلسات مشاوره اتون، زمانی تعیین نکردین؟
هامین چه عجله ای داشت.
ـ من روز های فرد صبح ها وقتم خالیه.
ـ خوبه، از همین فردا می تونی بیای؟
ـ آره می تو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • امیری

    0

    اصرار هامین برا بردن سرمه پیش روانشناس

    ۱۲ ماه پیش
  • تمنا

    0

    بیشتر پارت بذارین من مث معتاد تو ترک دارم عذاب میکشم🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    چشم

    ۱۲ ماه پیش
  • آمنه

    0

    عالی بود امیدوارم در قبل سرمه خیانتی از هامین ندیده باشه ونه اون عاشق البرز بوده باشه که با برگشت حافظه اش مشکلات پیش بیاد

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!