پارت صد و شصت و ششم :

باری دیگر شیطان را لعنت کردم و به اتاقم رفتم.
مشغول تعویض لباس هایم بودم که دو تقه به در خورد.
از سایه ای که روی بخش شیشه ای مات در افتاده بود فهمیدم آرامش است.
باز هم یاد برخوردم با او افتادم.
نمی دانم چه مرگم شده بود. اصلا مگر چه اتفاقی افتاده ذهنم داشت اینقدر شلوغش می کرد؟
 یعنی دیدن موهای یک دختر آنقدر عجیب بود که مدام در پیش چشمانم تداعی می ‌شد؟
آن هم در زمانه ای که م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ..

    3

    عزیزم اونایی که سندرم داون دارن که دست خودشون نیست. بعدم داون داشتن دلیل بر خنگ بودن نیست. من واقعا از این بخش بدم اومد

    ۶ سال پیش
  • F... 000..

    4

    خیلی کوتاه بود😒☹️

    ۶ سال پیش
  • بهار

    5

    خدایی منم هر وقت جو میگرتم پوزخند میزنم واقعا چرا

    ۶ سال پیش
  • ملیکا

    9

    کاش یکم شخصیت حامی محکم تر بود از حیوون میترسع از ارامش میترسع حالا خوبه خودشم قبول داره که ترس از ارامش شرم اوره🤣

    ۶ سال پیش
  • قلب یخی

    7

    حامی خیلی بیشعوره مگه احساس ما دخترا اشتباه میگه ولی درکل رمانت عالیه نویسنده جون 😍😍😍😍😍😍😍

    ۶ سال پیش
  • بعضی اوقات

    8

    بعضی اوقات یه حرفایی در رابطه با دخترا تو این رمان مطرحه که اصلا جالب نیس برام،نویسندها خواهشا شما که روشن فکر هستین سعی کنید ازین چیزا تو کتابها و داستاناتون استفاده نکنیدلطفا،مگر از دهنا بیفتن.

    ۶ سال پیش
  • !

    44

    خیلی کوتاه بود فقط حامی زایه نشه صلوات😑😂😂

    ۶ سال پیش
  • ثنا

    10

    ضایع!!!

    ۶ سال پیش
  • !

    3

    همون:/

    ۶ سال پیش
  • یاشیل

    5

    جوووون حامی رفت اون دنیا بلاخره عاشق شد حالا قرررررقرررر😂💃💃

    ۶ سال پیش
  • M

    8

    ای جون😍ذهن حامی درگیر آرامش شده💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻

    ۶ سال پیش
  • بنده خدا

    8

    وایی خدای من ذهن حامی رو درگیر کرده بودد😍(چقدر عقده ایی شدیم😑)

    ۶ سال پیش
  • naznin

    42

    واقعا هم پوزخند چ جذابیتی داره؟ 😐😐

    ۶ سال پیش
  • .

    11

    نشونه قدرت و تمسخره جذابیت ندارن که

    ۶ سال پیش
  • آرام

    17

    چه باحال 😃😃😃الان با اشتیاق بیشتر میخونم رمان و😍عالیع

    ۶ سال پیش
  • ثنا

    21

    خب اگه بخوایم یه جمع بندی کنیم، ماهرو عاشق حامیه، باربد عاشق آرامشه، بعد ما منتظریم حامی و آرامش عاشق هم بشن که یه اتفاق هایی داره میفته، آرامش نرم شده 😂☺️ ببینیم چه میشود🤔

    ۶ سال پیش
  • دلارام

    31

    القاب حامی هی داره زیاد میشه حامی تک چرخ ، حامی آچر فرانسه،... .یه لقب هم خودم بهش میدم حامی آرامش کش

    ۶ سال پیش
  • نازی

    30

    ایول به حامی جونم 😍پسرم همه فن حریفه🤭فقط موندم چرا حریف این آرامش نمیشه؟ 🤔

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️