آینه ی سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت بیست و یک :
دیوارهای اتاق روی سینهام سنگینی میکردند. هر کلمهای که آذرخش گفته بود، مثل یک اکوی بیپایان در سرم تکرار میشد: «اون نجاتش نداده نورا، اون خریدتش.»
تصویر صورت بیحس و زیبای الا یک لحظه رهایم نمیکرد. من، نورا ادیب، که همیشه خودم را یک جنگجو برای حقیقت میدانستم، حالا تبدیل به سنگی شده بودم که زندگی زنی دیگر را به ورطهی سقوط کشانده بود. این خودخوری، این عذاب وجدان، طعمی فلزی
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
پریوش
1واقعا این توصیفات و جمله ها رو چطور خلق میکنی..بینظیری
۴ ماه پیشناززاد
2ترکیب الا و نورا + اهنگ بی نظیر این پارت:)
۷ ماه پیشNegar
2چقدر خوب اینجا تملک و حس مریضی که ارین به الا داره رو توصیف کردین.حسی که من تو کلمه به کلمه ی لالایی پاندورا به آرین داشتمش.حقیقتا که الا رو خریده ، حالا هرچقدرم دوسش داشته باشه.جای خالی آریل برای دفاع از الا رو ایشالا نورا پر میکنه
۷ ماه پیشدنیز؛
0اره نورا و الا دوست های خوبی میشنن:)
۸ ماه پیشAm a
10آزار آن سکوتی بود که بعد از رفتن کسی که دوست داری دنیا را پر میکند... چقدر جمله ها پرمفهوم وعمیق اند وچه اندیشمندانه بود جمله ای که «خلا که نه میتوانی دران اشک بریزی ونه فریاد بزنی وفقط سکوت است و سکوت که تورا می بلعد یا آزاری که روحی است ومحبورت میکند دران خلا وسکوت بمانی درست مثل الا یا گاهی نورا
۱ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
مررررسی
۱ سال پیشرها
7امیدوارم الا و نورا دوست های خوبی بشن
۱ سال پیشرها
3یعنی الا داره به سلامتیش اسیب می زنه؟🥲
۱ سال پیشرها
3ان سکوت از هزار فریاد وحشتناک تر بود❗
۱ سال پیشنگین
4نورا جان ، الاهم به همان اندازه ی آریش عاشق است🥲❤️
۱ سال پیشنگین
2پارت زیبا و هیجان انگیزی بود ممنونم ساناز عزیز❤️❤️❤️
۱ سال پیشنگین
2وای خدای من الای نازنینم 🥲
۱ سال پیشعاطی
6خانم لرکی واقعا قلمتون سحرکنندست من قلم شما رو خیلی دوست دارم واقعا عشق میکنم هر پارت از داستانهای شمارو میخونم شخصیت آتش خیلی جذابیت بالایی داره و دلت میخواد باهاش همراه بشی و رازهای این خونه رو بفهمی... آریش یا آرین همیشه عشقه و الا جز قویترین شخصیت های داستان های شماست و محبوبیت بالایی داره.
۱ سال پیشستایش
8خیلییی دلم برای الا و آریش تنگ شده ، دلم میخواد دوباره ماجراهاشون رو بخونم یا حتی یه رمان جدید فقط ازشون باشه..
۱ سال پیشستایش
5خانم لرکی با خلق این دو شخصیت قشنگترین اتفاق زندگیمون رو ساختین...
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

المیرا
1فکر به اینکه چقدر الان داره عذاب میبینه واقعا ناراحتم میکنه. چقدر این دختر از بچگیش بدبختی کشیده، آرین اگه کاری میکنه بخاطر عشق و علاقه ایی که به الا داره، میخواد ازش محافظت کنه. البته عشقش یکم مریض گونه هم هست، این حتی تو اولین پارت ورودش به لالایی پاندورا هم مشخص بود