پارت پنجاه و هشتم :

خودش را خیلی بالا و پر قدرت حساب می کرد. فکر می کرد با کشت و کشتار می تواند دهن این مردم مظلوم را ببندد. زایا چشمانش بی آن که پلک بزند روی زایا زوم بود. می خواست علائم او را زیر نظر بگیرد. اما در ریلکس ترین حالت ممکن دمنوش را می خورد و با وزیرش صحبت می کرد. کمی به شک و تردید افتاد. چطور ممکن بود سمی که این قدر قوی بود حتی یک سرگیجه ی ساده هم به او نداد؟ نکند مدوسا واقعا قوی تر از چیزی بود که تصور

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    حدیث جان فقط دعا کن گلم که ببینمت فقط یه خون حلال ناقابلههه 🗡️☺️🗡️☺️🗡️☺️🗡️☺️🗡️☺️🗡️☺️🗡️☺️🗡️☺️🗡️💗🗡️😘🗡️😘🗡️

    ۴ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    باااای😂

    ۴ ماه پیش
  • طوفان

    0

    یا حسین غریب یاابلفظل یا پنج تن ال عبا حدیث تو قصد جون مارو کردیااااااا اغا چی بود این یه طرف نامه زایا که گیر افتاد اون طرف خون پلیدی که اثر نداره دوباره این طرف اشلی بی همه چیز الدنگ و اون طرف خون لارا یعنییییی چیییی حدیثثثثثثثثثثثث دعا کن دستم بهت نرسه وگرنه بدتر از مدوسا بلا سرت میارمم🗡️😡🗡️😡

    ۴ ماه پیش
  • یاسمن

    1

    وایییی نهههههه حدیث لطفا مدوسا رو نابود کن، نکنه نامه ی زایا افتادا باشه دست مدوسا یا ادماش 😱😱😱

    ۱۰ ماه پیش
  • لیلی

    1

    فکر کنم چون اشلی بده تاثیری ندار... 🤔

    ۱۱ ماه پیش
  • خاطره

    8

    فکرکنم بخاطر پلیدبودن اشلی هروقت اون معجونو بخوره قوی تربشه😶 🌫️

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    1

    وایییی اره 😂😂

    ۱ سال پیش
  • ...

    2

    من فکر میکنم قضیه خون تله برای زایا باشه

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    1

    ❤️🤍💛🩶🤎💚💙💜🩵🧡

    ۱ سال پیش
  • دلارام

    6

    امیدوارم لرد که رفته شکار نامه رو گرفته باشه ، به نظرم فقط خون لارا مدوسا رو می کشه چون پاکه که تونسته لرد رو آزاد کنه و با همون پاکی ، مدوسای پلید رو می کشه❤️مرسی رفیق عالی ❤️

    ۱ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    5

    وای زایای بیچاره 😭 کاش لو نره ممنون نویسنده جون 💜🌟💜🌟

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    6

    وایی زایا نباید لو بره😩 بیایم خوشبین باشیم اصلا شاید لرد که رفته شکار اون کاغذ رو با تیر زده🙃🥲

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    ایشالا زودی خوب شی گلم🥺🌹

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    4

    هیی ایوا گناه داره🤣😪

    ۱ سال پیش
  • سهیلا

    6

    نویسنده جونم دستت درد نکنه عالیه فردا تولدمه میشه لطفا فردا دوتا پارت بزالی🥺🥺♥🙏تلوخدا

    ۱ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    منکه از سردرد دارم میرم اگه ادامه دار نبود چشمم

    ۱ سال پیش
  • سوما

    8

    شفا باشه حدیث بانو انشالله زود زود خوب شوی 🤲🙏

    ۱ سال پیش
  • سهیلا

    5

    الهی عزیزم انشاالله خوب بشی

    ۱ سال پیش
  • کلثوم

    3

    ان شالله زود زودخوب شی گلم🌹🌹

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    6

    ای وای یعنی افراد مدوسا نامه رو گرفتن؟بلایی سر زایا نیاد؟نکنه فقط خون لارا میتونه اونوبکشه

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️