پارت پانزده :

ـ اون قدری پرش نمی کنم، شر بشه!!!
فریده مارمولکی نثار طاهره می کند و بعد طاهره دستم را می گیرد و من را به اتاق خودم که هامین از دیشب اجازه داده است به آن جا بروم، می برد.
در کمدم را باز می کند و سوتی می کشد.
ـ اوووووف، چقدر لباس داری دختر.
طاهره چندتایی را برمی دارد و روی تخت می گذارد.
ـ اینا رو یکی یکی پرو کن تا ببینم کدومش بهت میاد.
من در حال پرو کردن کردن لباس ها هستم که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • امیری

    0

    چرا مادرشوهرش اینقدر با سرمه بد برخورد می کنه؟

    ۱۲ ماه پیش
  • آمنه

    0

    عالیه عالی گل کاشتی فقط دعا میکنم زودحافظه اش برگرده تا ما بیشتر از موضوعشون در قبل با خبر بشیم

    ۱ سال پیش
کپی شد!