پارت صد و سی و دوم :

باران نئون نرم‌نرم روی شانه‌هایمان می‌نشست. کف تالار، حالا تبدیل شده بود به خیابانی خیالی با پنل‌های براق و نوری؛ انگار بر آیینه‌ای می‌رقصیدیم که تمام آسمان را در خود بازتاب می‌داد.
در آن خلوتِ میان نورهای شناور، صدای موسیقی بالا آمد.
اول آهسته. مثل نفس کسی که انگار تازه از کابوس بیدار شده.
و بعد صدای خواننده، از میان همه‌ی شیشه‌ها، از دل هر پنل، هر ستون، مثل رازی فرامو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یلدا

    0

    همش فوبیای اینو داشتم پایانش تلخ باشه ولی خوشحالم ک اینطور نبود🥲

    ۱ ماه پیش
  • سارا

    0

    دستات شاهکار خلق میکنن کالی خودتم شاهکاری اخرش از چیزی که تصور میکردم خیلی خیلی بهتر بود موفق باشی 💚

    ۱ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    خوشحالم بابت همراهیت :))))

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    واقعاً فکر نمی کردم این ژانر رمان دوست داشته باشم ولی عاشقش شدم واقعا ندیدم کسی اینقدر تخیلش قشنگ باشه اینقدر بزرگ باشه اولین و بهترین رمان بود که خوندم نمیدونم چجوری بگم توصیف کنم ولی عالی بود مخصوصا از جایی ک داستان کالیس و آیریس هزارسال پیش شروع شد

    ۱ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    دورت بگردم عزیزم. از اینکه وقت گذاشتی و قشنگ‌ترین بچه‌مو مطالعه کردی حسابی خوشحالم :)))

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    درضمن من از رمان رد فلگ اومدم قلمت و خیلی دوست دارم ♥️🤌🏻

    ۱ ماه پیش
  • ☆fatemeh☆

    0

    کالیستوی عزیزم ایثریس هم مانند تمام رمان هایت فوق العاده بود برات آرزوی موفقیت میکنم و تا وقتی ایثریس تبدیل به مانهوا یا انیمه نشه از زندگی دست نمیکشم امیدوارم منم بتونم یک ابی واقعی باشم😭💙

    ۲ ماه پیش
  • ☆fateme☆

    1

    ایثریس برای من فقط یک رمان نبود دنیایی بود که در اون زندگی کردم هر موقع یادم میفته که ایثریس تموم شده قلبم درد میگیره این رمان تا ابد در قلب ما ادامه داره

    ۲ ماه پیش
  • شاید آبی

    0

    پایان ایثریس..باز موندن خیلی چیزا؛جنجالای درونی مقاومتا شکستنا دوباره پاشدنا و درنهایت رسیدن و نابود کردن هرچیزی که تورو از خودت گرفته بود زیبا و قابل لمس،درنهایت آبی های ایثریس شدن وسیله ای برای موندگاریش و موندگار کردن خیلی چیزها. آبی قلبم تا همیشه ایثریس رو به یاد داره🧊🌟

    ۲ ماه پیش
  • جوجه اردک زشت

    0

    و بالاخره تموم شد ولی روح من تو ایثریس موند با افسردگی تموم شدنش چیکار کنم؟🤧🫠 ایثریس واقعاً فقط یه رمان نیست روح داره زنده ای اینقدر قشنگه اینقدر عالیه که کلمات نمی تونه توصیفش کنه من باهاش زندگی کنم گریه کردم شاد شدم و واقعاً الان نمی دونم با افسردگی تموم شدنش چیکار کنم کالی تو محشری 🫠✨

    ۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    پس توئم جز کسایی شدی که ایثریس الان دوستشون داره ؟ =))) بی‌شوخی ، این‌که لذت بردی برای من خیلی زیباست‌.

    ۲ ماه پیش
  • جوجه اردک زشت

    0

    من عاشقش شدم به نظرم اونقدری عمیق هست که هر بار میخونیش میتونه ساعتا فکرتو درگیر کنه

    ۲ ماه پیش
  • جوجه اردک زشت

    0

    کالی🫠✨ تو با ایثریس روحمو زنده کردی آبیش کردی کالی من الان باید چیکار کنم ؟✨🫠 غرق شدم تو اعماقش خوشحالم که دختری مثل تو وجود داره و با قلمش به کلمات روح میده زندشون می کنه 🫠✨ کالی الان نمی دونی من چه حسی دارم ولی انگار پروانه ها دارن درونم می رقصن و اینا همش بخاطر توعه⭐😃

    ۲ ماه پیش
  • یانا

    0

    ای خداا چقدد قشنگ بود ردفلگ خودش کم بود اینم باید اضافه میشد کالیی امیدوارم همونجوری که درد اولین داستانی که اکوا تعریف کرده بود رو کشیدی لذت اخرین کاری که کردهم ببری🥺😍

    ۲ ماه پیش
  • طهورا

    1

    من می خوام شروعش کنم و خب داستانش رو از آواز قو خوندم می خوام بخونمشششششش🥺🥺🥺❤️

    ۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ای جانم خوش اومدی :)))

    ۲ ماه پیش
  • Nina

    0

    ایثریس از معدود رمان هایی بود که از همون پارت اول از ادبیات و فضا سازیش جوری منو با خودش همراه کرد تا الان که ساعت 04:35 صبحه😭فوق العاده زیبا بود!پیچش های داستانی، شخصیت سازی، فضا سازی، دیالوگ ها، شوک ها، همگی به شکل بی نظیری به دلم نشست و تو یه جمله: عاشقت شدم نویسنده!❤️

    ۳ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    همیشه به هرکسی که ایثریسو تموم می‌کنه می‌گم : ایثریس روح داره ، روحش آبیه تیره‌ست ، وقتی تمومش می‌کنی حالش خوبه و به سمت آبی های روشنی می‌ره ، خوشحال می‌شه از خوشحالیت...بوس به تو ستاره کوچولو💙

    ۳ ماه پیش
  • ارنا

    1

    حقیقتا هر کسی که این داستان گیرا رو نتونسته بفهمه یا دوست داشته باشه،از بی خبری اون از یه دنیای بزرگ بوده که در عین مصنوعی بودنش،به قول آیریس،همه چیز واقعی تر حس میشه. باید قوه ی تخیل بالایی داشت تا بتوان زیبایی تک تک کلمات رو تصور کرد،تک تک اون نور های نئون،وc,aiرو که بشناسی،قشنگ تر میشه🌊🔥🌫

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    پایان بندی فوق العاده و سرنوشت شخصیت ها به شکلی بود که دقیقا دلم میخواست..از تو ممنونم بابت خلق این شاهکار بی نظیر،این رمان قطعا تا مدت ها در ذهن و قلب من باقی خواهد ماند،موفق باشی و همیشه بدرخشی بانوی دریا💙🌊

    ۴ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ترنم عزیزم خیلی مچکرم که همراه بودی و لذت بردی 🥺✨💙با تک به تک پیامات خوشحال شدم و انرژی گرفتم.

    ۴ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واقعاً کلمات برای توصیف این رمان کمن از همان صفحه اول تا آخرین کلمه، من کاملاً در دنیایی که خلق کردید غرق شدم،این فقط ی داستان نبود ی تجربه کامل بود،با شخصیت ها خندیدم و اشک ریختم و کلا زندگی کردم

    ۴ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!