پارت هفتم :

ـ ای تو روحت هامین.

همان طور که روی زمین افتاده ام، مچ دست و کمرم را که بر اثر افتادنم از تخت درد گرفته اند، ماساژ می دهم و به پهلو می چرخم که چشمم از زیر تخت به هامین می افتد.

نفس عمیقی می کشم و آرام زمزمه می کنم.

ـ اوووف، لعنتی ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!