مهمیزهای سیاه به قلم آزاده دریکوندی
پارت صد و یازده :
صدای برخورد باران بهاری به سقف شیشهای تنها صدایی بود که هرگز سورن را آزار نمیداد. ذهنش همیشه پر از هیاهو بود و این خستهاش میکرد؛ اما صدای باران؟ این یکی را در صلح بود...
مثل همیشه در راس همه، تنهای تنها نشسته بود و با چشمان بسته به اطرافش گوش میداد... آدمهای توی سفره خانه با صدای بلند میخندیدند، سماور ها قل قل میکردند، قناریها میخواندند، فوارههای آبی، بُر زدن پاسور...
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
شادان
5حقیقتا از رمان توی بخش انلاین خوندن خیلی درعذابم..و خیلی سرعتمو میاره پایین اما خب عاشق خوندن کامنتا هم هستم قشنگ میبینم من چی فکر کردم بقیه نظرشون چیه و چه حدسایی دارن ..اهنگ هام خیلی جذابیت میده به داستان
۸ ماه پیشترنم
3هدایتی تنها کسیه ک هم تو دومینو هم تو مهمیز ازش متنفرم با اون دختر لوس و بدعنقش
۱۲ ماه پیشترنم
0شاید میخواد سورن خوشحال بشه و آرامش پیدا کنه مزرعه آفتابگردان رو بکشه یا نیلی..سفارش خود من چهره
۱۲ ماه پیشترنم
0ببخشید منوچهر..شاید دلش به حال ولیعهد سوخته
۱۲ ماه پیشRoghayyeh
0مریم جان جدت دیگه اینجا سورن نکش نیلی بکش تو مزرعه آفتابگردون دل بچه ام خوش بشه
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🌻🌻🌻مزرعه آفتابگردون همیشه رویا میمونه💔
۱۲ ماه پیشلونا
0عالییی بریم سراغ پارت بعد😂🏃 ♂️
۱ سال پیشFatemeh
0راجب عاشق شدن دوباره سورن بنظرم هرچقدر هم رئال نوشته بشه رمان ؛ چون از نظر مدت زمانی خیلی سریع پیش می ره «مثلا» دو سال رو در ۱۰ پارت میخونیم بازم هم کلیشه ای و عجیب میشه من شناختی از توانایی قلم شما ندارم هرچند هم دومینو هم این عالی بودن...بنظرم اینکار کلیشه اس مگر اینکه نویسنده واقعا کارشو بلد باشه
۱ سال پیشستایش
2به نظر من اصلا کلیشه نیست اگر سورن دوبارع عشق رو تجربه نکنه هیجان و زیبایی رمان کم میشه چون ژانر مافیایی با همین چاشنی عاشقانه کمش خیلی قشنگ شده نمیشه عشق رو از ادامه رمان حذف کرد
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به قول بانو هایده: عشق که در میزنه اونو جوابش نکنننن🥳
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
من متوجه نشدم فاطمه جانم... میشه یه بار دیگه برام توضیح بدی لطفا؟🥲
۱ سال پیشFatemeh
0چشم ما توی زندگی واقعی مثلا دو سال رو ۷۳۰ روز زندگی می کنیم با کلی اتفاق دیگه ولی توی رمان پرش زمانی هرچقدر هم زیاد باشه نهایت ۱۰ پارته یکم اینور اونور.هرچقدر هم رئال نوشته بشه عشق سورن مخصوصا چون بیمارگونه اس اینکه بعد چند پارت بخواد از یه عشق به یکی دیگ بره بنظرم کلیشه اس اما خب شما نوشتن رو بلدین
۱ سال پیشثنا
3به نظرم سورن هم از این تیپ آدمایی نیست که دو بار عاشق شن حتی بشه به نظرم کلیشه ای میشه درسته تو دنیای واقعی حالا بعضی ها معتقدند که حتی خودم هم معتقدم بعضی آدمایی دو بار عاشق میشن جدا از بحث های نیمه گمشده و....حالا بعضی ها میلن اینجوری می نویسن شخصیت اصلی دوبار عاشق میشه ولی تو دنیای دنیا مافیا
۱ سال پیشستا
2پس سورن تا اخر رمان هی یاد نیلی بیفته و غصه بخورع؟ حق نداره دوباره طعم زندگی رو بچشه؟ 😐😐منطقت جالب نیست
۱ سال پیشآیناز
0کاملا باهات موافقم به هر حال سورن هم یه انسانه نمیشه که تنها بمونه اونم وقتی که این همه جوونه و اول راه زندگی
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ایشالا که زنش میدیم هر طوری که هست
۱ سال پیشستا
0جون جون اینو که گفتی خیالم راحت شد سورن سینگل نمیمونه تا اخر😍😂
۱ سال پیشFatemeh
1نه من فکر کنم بد نوشتم منظورم این بود سیر اتفاقات رمان سریع تر نوشته میشه به فاصله چند پارت دوباره یک عشق دیگ یکم شاید سخت باشه خواندنش که بازم گفتم به قلم نویسنده بستگی داره...شاید هم چون همچنان منتظرم نیلی برگرده :) وگرنه ک ژانر مافیایی عاشقانه هست سورنم نشون داده عاشق شدن رو بلده 🫂
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
گفتی به قلم نویسنده بستگی داره استرس گرفتم😂💔
۱ سال پیشثنا
1ببین بستگی داره نمیگم نشه کلا اتفاقا عاشق بشه ولی باید جوری باشه که قابل باور باشه من خودم ذهنیت من از سورن اینجوریه که یه بار عاشق میشه ببین واقعا بهش نمیخوره مگه اینکه عشق نیلی پاک بود عشق جدیدش خاکستری باشه که اونم جذابیت های خودشو داره
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
طرف زنش میمیره مراسم چهلم رو با خانوم جدیدش میره... این آقایون بعضیاشون در این حدن لامصبا
۱ سال پیشپرنیا
0نرود فکر تو از سر😔😔 نیلی بیا بهارو باهاش تجربه کن حقیقتا عاشقانه پاییز زیباتره
۱ سال پیشپرنیا
0بله با شناختی که از میکاییل داشتم کار خودش بود ولی انتظار اینکه پلیسو مطلع کنه رو حقیقتا نداشتم 👌😅
۱ سال پیشPrya
0ولی چرا حس میکنم روی اون دیوار قراره مزرعه آفتاب گردون کشیده بشه؟!☹یا شایدم چ میدونم یه چی که به نیلی ربط داشته باشه🥲💔
۱ سال پیشمهشید
1آره الان که گفتی به نظر منم همینه چون مریم بهش گفت حتی فکر اون مردای خسته رو هم میتونم نقاشی کنم✨😻
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به به😌
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آفرین به حست🤌🏻😌
۱ سال پیشPrya
1هیچ حدسی نمیتونم بزنم که چطوری میفهمه واقعا☹
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
هههعععییییی🥲
۱ سال پیشFatemeh
0بنظرم یا میکائیل بهش میگ یا ستایش از طریق میکائیل می فهمه و بعدا میگ یا هم اگر راز نیلی واقعی باشه ک بنظرمممم نیست نیلی یه نشونه یا حتی یادگاری از خودش به جا گذاشته هرچند تجربه ثابت کرده راجب قلم شما همه پیش بینی ها اشتباهه (-̩̩̩-̩̩̩-̩̩̩-̩̩̩-̩̩̩___-̩̩̩-̩̩̩-̩̩̩-̩̩̩-̩̩̩)
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چرا به نظرت واقعی نیست....؟😞وقتی اینجور کامنت ها رو میبینم دلم واسه سورن خیلی میسوزه🥲
۱ سال پیشثنا
0دنیای مافیا و..... و حتی اگه رئال بنویسی خیلی تاثیر داره این موضوع و حتی بعضی رمان ها سر این موضوع مخاطب از دست میدن بازم میدونی حرف زیاده من از یه دید دیگه ای میگم نمیشه همه شواینجا گفت ولی آزاده جون رمان خودته من فقط نظرمو گفتم بازم از سورن بپرس ببین می خواد دوباره عاشق بشه؟😂🥲
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
جراتشو ندارم از سورن بپرسم🥲
۱ سال پیشثنا
0خب واسه سوالی که پرسیدی کلی ایده هست می تونه از دهن میکائیل بپره واکنشش هیچی سورن بدتر از قبل بشه الان نه تنها راز نیلی رو از دست داده الان بچه شو هم از دست داده به نظرم سورن با کسی زوج نشه چون عشقش زیرسوال میره نمی دونم دقیقا چطوری بگم ولی عشق سورن تمیز و پاک بود
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی تمیز و پاک بود😂
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نازنین
0یعنی عاشق اینننن جذبه و جذابت سورنم کثافت یجوری این اخلاقش به دل میشینه آدم نمدونه چکارش کنه