پارت نهم :

قهوه‌ی داغ در فنجان بخار می‌کرد. نور زرد و سفید چراغ آفرود از پشت سر، سایه‌هایمان را بر شن‌ها کشیده بود.

لیوان خودم را با هر دو دست گرفتم، اندکی چرخاندم و سپس آرام بالا بردم و جرعه‌ای نوشیدم. تلخ، غلیظ، دقیقاً همان‌گونه که باید باشد.

ح ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!