قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت صد و دوم :
افسانه که لرزش دست عمو مسلم را دید تند شد و خواست علت حضورشان را بگویند.
در جوابش مردِ قانون خیلی جدی تر از قبل گفت برای روشن شدن ماجرا بهتر هست با آنها راهی کلانتری محل شویم.
بعد هم اسممان را از روی برگهی دستش خواند. اسم و فامیل منو فرشته و ریحانه و مژده و افسانه. بعد هم مالک این خانه. گوشیم را هنوز پس نداده بود و
انچه که میشنیدیم را نمی توانستم باور کنم. خشک مان زده بود که
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
مبینا
1😂😂😂ساره یک آش برات پختن با یک وجب روغن
۱ سال پیشماهرخ
0عالی خداقوت خداروشکر ک سلامتید و با قلم خوشتون برگشتید
۱ سال پیشنسترن
0مثل همیشه عالی بود
۱ سال پیشاهوk
0سلام به نویسنده عزیز..انشاالله که خوب و سلامت باشی..مثل همیشه خوب و عالی 🌺🌹❤🌺🌹❤
۱ سال پیشآسمان
0واقعا ممنون بانو خوش برگشتید 🙏
۱ سال پیشستاره
0سلام ،ممنون باعشق، چه خوبه که دوباره شماهستیدوپارت های خوب وطولانیتون عالی 👍
۱ سال پیشمحرابی
0عالی مثل همیشه. خداروشکر که خوبین
۱ سال پیشزهرا
0سلام بر نویسنده خوب وتولنمندمون خدارو شکر که باز دست به قلم شدین انشاالله از این به بعد سالم و سلامت باشید
۱ سال پیشمیم
0مثل همیشه یه پارت طولانی وبسیار زیبا و جذاب و دلنشین ❤️🤍💚 👏👏👏
۱ سال پیشمیم
0وای خیلی خوشهالم پارت جدید قرار قلبهای ما اومده،خوش برگشتین خانم رمضانی،امیدوارم سلامتی کامل رو بدست آورده باشید😍🤩
۱ سال پیشم.ر
1زیبا مثل همیشه خانم گل😍😍
۱ سال پیشسهیل۲۹
2خانم رمضانی عزیز و خوش نگرش..خیلی خوش اومدید امیدوارم همیشه خوش و سلامت باشید🙏🏻🙏🏻🙏🏻
۱ سال پیشسهیل۲۹
2اعلان پارت قرار قلب های ما رو که دیدم، حس خوبی بهم دست داد🥰🥰 بعدشم که پارت عالی و طولانی رو خوندم حس خوبی بهم پا داد ایندفه🥰😁😅
۱ سال پیشاکرم بانو
2سلام خانوم رمضانی عزیز،انشاالله سلامت کامل خودتون رو به دست اورده باشید،ممنون ازپارت طولانی و پرو پیمونتون،عالی مثل همیشه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مریم
0سلام نویسنده عزیز پارت طولانی بود لذت بردیم از خوندنش قلمتون مانا💐❤