نرماندی به قلم مهتاب جهان فر
پارت صد و سی و ششم :
زیبایی طبیعتی که مقابلش میدید، ذهنش را از همه چیز منحرف کرد. هیجان زده به طرف سهیل چرخید و گفت:
_ وای سهیل چقدر قشنگه اینجا!
سهیل با لبخند به حرکات او خیره بود که بهار دوباره گفت:
_ تو قبلا اومده بودی؟
سهیل با حفظ همان لبخند سرش را بالا انداخت.
_ منم اولین باره اومدم اما اگه تو قول بدی هر بار همینقدر خوشگل هیجانزده بشی از این به بعد زیاد میایم!
خودش را کمی خم کر
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهی شما🥰
۱۰ ماه پیشندا
1واقعاممنون عالی بود خیلی مرسی بابت اینکه رایگان کردین مخاطبتوتو خماری نزاشتین
۱۰ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
عزیز دلین💜 مرسی از همراهیتون🥰
۱۰ ماه پیشلیلا
1رمان زیبایی بود خدا قوت و سپاس
۱۲ ماه پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ممنونم از همراهیتون😍 خوشحالم دوستش داشتین♥️
۱۲ ماه پیشستاره
1بسیارزیباوقبل لمس بود،حال بهاروسهیلاباتمام وجوددرک کردم،،این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ جان شما و خاطره هامان خداحافظ من می روم بدون تو، اما دعایم کن در اولین تراوش باران خداحافظ
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی از همراهی و نظر قشنگتون♥️ خوشحالم که راضی بودین😍
۱ سال پیشپری
1قلمت مانا جانم رمان چالش بر انگیز و حسی و عاطفی خوبی رو رقم زدید ابتدا و اواسط،و انتهای عالی داشت
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ممنونم از همراهی و نظرت عزیزم ♥️🙏
۱ سال پیشم.ر
0خسته نباشی بانو😍
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم ♥️
۱ سال پیشماهرخ
1خدا قوت نویسنده جان رمان بسیار قشنگی بود و چه پایان زیبا و عاشقانه ای برامون رقم زدید . منتظر آثار جدیدتون هستیم
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم😍 مرسی که همراهم بودین♥️♥️
۱ سال پیششکوه
1چیکار کردی بانو جان عالی عالی مرسی گلم خیلی قشنگ بود ای کاش تموم نمیشد انشالله همیشه موفق و سلامت باشی قشنگم .
۱ سال پیش
مهتاب جهان فر | نویسنده رمان
مرسی عزیز دلم😍 ممنونم که همراهم بودی و همیشه انرژی دادی♥️♥️
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زینب
1عالی بود عزیزم،، خداقوت..ممنونم که رایگان شد❤️