پارت صد و بیست و چهارم :

سهیل باقی حرف‌های مرد را انگار از فاصله‌ای دور می‌شنید و مفهومشان را درک نمی‌کرد. تمام حواسش مانده بود پیش همان جمله‌ی اول او. پس اشتباه نکرده بود. پس سروش این چند روز این‌جا می‌آمده.
بی‌توجه به سوال مرد، به طرفش چرخید و عجولانه پرسید:
_ وقتی اومد کسی هم همراهش بود؟
مرد ثانیه‌ای به صورت سهیل خیره ماند و اندکی طول کشید تا متوجه منظور سوالش شود. بعد هم سری بالا انداخت و با لح

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!