پارت صد و بیست و دوم :

حالش به حدی خراب بود که هیچ پناهی جز عمه تابان پیدا نمی‌کرد. بدن کرخت شده‌ش را به زحمت تا ماشینش کشاند و مسیر خانه‌ی عمه را در پیش گرفت. شاید با کمک او می‌توانست راهی پیدا کند.
به خانه‌ی عمه که رسید، بی‌توجه به دم تکان دادن‌های اسکار و سر و صدایی که برای جلب توجه او به راه انداخته بود، لخ‌لخ کنان از پله‌ها بالا رفت و با دیدن عمه، بی‌حرف خودش را میان آغوش او جا داد. دست گرم عمه تابان

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!