پارت نود و پنجم :

با غرغر در حال جمع کردن دمبل‌ها و وزنه‌های روی زمین است.مهران فریاد می‌زند:جمع نکن خب عین پیرمردا یه سره غر می‌زنی.خودم جمع می‌کنم بیا برو دم در کارت دارن.
دست از کار می‌کشد و دوان از باشگاه بیرون می‌رود.با دیدن معین بند دلش از نگرانی پاره می‌شود.
-اتفاقی افتاده؟چیزی شده به مهر؟
معین عینکش را از چشم بر می‌دارد.با دسته‌ی عینک بر سینه‌ی کوروش می‌زند
-تا دو روز پیش حساب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    1

    خسته نباشی نویسنده عزیز. ممنون از رمان خوبت قلمت ماندگار 🌹🌹❤❤

    ۱ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ممنون از همراهیتون

    ۱ سال پیش
  • متانت کورش بی نظیره

    1

    تحمل دوست داشتن و وابسته شدن از یک طرف وبیماری ونقص جسمی ومخالفت پدر باعث شده مهر آیین در بد شرایطی قرار بگیرد اینجاست که کورش باید شرایط را درک کند وصبر پیشه نماید.نویسنده خوب اینها را به هم وصل کرده عالی بود

    ۱ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    درسته.بله

    ۱ سال پیش
  • Hadis

    1

    خیلی قشنگ بود... حرفای مهوش هم درسته کوروش باید بره پیش... مهر خدا قوت نویسنده عزیز❤️

    ۱ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    🌹

    ۱ سال پیش
  • Gggg

    1

    سلام، آتش کی بود؟

    ۱ سال پیش
  • انا

    1

    شاید شوهر سابق ماهرخ

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    1

    خداکنه وقتی کوروش رفت کانادا مهرآئین خوب شده باشه

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    0

    🧡🧡❤️💙💛💜🩶🤎🤍🩵💚

    ۱ سال پیش
  • Gggg

    1

    خداقوت، متن خوبی بود...طفلکی کوروش راستی تشکر بابت طولانی بودنش. منتظر پارت های بعدی هستیم

    ۱ سال پیش
  • نسترن

    2

    پارت طولانیو دلچسبی بود و البته کمی غمگین

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️