رویای آشفته به قلم سمیه هرمزی
پارت نود و چهارم :
آخرین تکهی موهای قشنگش را دور انگشت میپیچپد و ول میکند.موج قشنگ موهای مواج براقش شگفت انگیز است.بالبخند بوسهای روی سرش میزند.
-تموم شد قشنگم.وای چه خوشگل شدی!.
فقط لبخند میزند اما صدای گریهی زنی از بیرون اتاق هی به جانش استرس تزریق میکند.ماهرخ صندلی چرخدارش را تا نزدیک تخت میبرد.کمی پرده را کنار میزند.
-خسته که نشدی فدات شم؟.الان معین مییاد کمکت میکنیم
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
فخری
0ممنونم سمیه جون بابت رمان خوبت. واقعا عالیه خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ❤❤🌹🌹
۱ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
سلام بله طولانی شد درسته.اما من هم فرصت کمی برای نوشتن داشتم دیگه سعی کردم با هفته ای یکبار خوش قول بمونم. ممنون از همراهیتون
۱ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
ممنون از همراهیتون
۱ سال پیشساناز
0عالی♥️♥️♥️خسته نباشی
۱ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
ممنون از همراهیتون
۱ سال پیشزهرا
1مهرمادری مهوش بدون کینه وانتقام جویی پسری مثل کوروش بزرگ میکندوخالصانه عشق مادری نثارپسرش میکند یکی هم مثل *** باکینه پسرش رابزرگ میکند وقربانی انتقام خودش میکند
۱ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
دقیقا به نکتهی خوبی اشاره کردین
۱ سال پیشساناز
1💚🩶❤️💜🤎🧡💙🩵🤍💛
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نسترن
1خداقوت خانوم نویسنده