لالایی پاندورا به قلم ساناز لرکی و مرجان فریدی
پارت صد و بیست و هشتم :
آرین با جعبه داخل آمد. کلی دستگاه پلیر توی جعبه بود. جعبه را روی میز گذاشت و آرام گفت:
_ دیگه هیچ وقت اون صدا رو نمیشنوی. از تو کل دیوار درش آوردن.
چمدان آریل را کنارم روی تخت گذاشت و ارام نگاهم کرد انگار مطمئن نباشد از پس انجامش بربیایم.
چمدانش را باز کردم. پر از وسیله بود. همه چیزش رنگی بود. کتانیهای گلدوزیشدهاش را درآوردم و بوسیدم. لباسهایش را بوسیدم و بالاخره به دوربی
این پارت به قلم ساناز لرکی نگاشته شده است و مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
رز بنفش
3همیشه فکر میکردم پایان خوب یعنی شخصیت های اصلی به هم برسن.. الا به آرین،آریل به دیوا،شاید شوران به لی لی.. رسیدن اما الا و آریل چی؟
۲ هفته پیشزهرا
1با این رمان زندگی کردم دست مریزاد
۳ هفته پیش....
1پایانش دقیقا مثل یه پارادوکسِ همزمان هم غمیگن هم شاد شخصیت ها بهم رسیدن ولی نمیتونم غم دوریِ دوتا خواهر و تحمل کنم و مخصوصا شوران که تا اخر فقط غم از سر و روش میبارید واقعا دیگه اون دختر کوچولوِ بارونی پوش با اون موهایی بنفشش مرده!😭
۴ هفته پیشیکی
6و من با این رمان زندگی کردم💛🕊بماند به یادگاری
۴ هفته پیششیدا
1رمان خیلی قشنگ و جذابی بود، در حالیکه دو نویسنده داشت ،تناقضی نداشت،خسته نباشید میگم، موسیقی بعضی پارت ها قشنگ بود. اما کاش پایانش آریل نمیمرد، کاش با شوران بهم میرسیدن
۴ هفته پیش....................
6به نظرم نویسنده هایی مثل شما معجزه های خییلی با ارزشی هسنتد که می تونن همچین اثار بی نقصی رو به جای بزارن بهترین رمانی بود که تا الان خوندم فوق العاده بود امید وارم همیشه بدرخشید ✨🤍
۱ ماه پیشMehr
1یه تیکه از قلبم همیشه توی این رمان میمونه واقعا عالی بود. با وجود دو نویسنده خیلی یکدست نوشته شده بود و شخصیت شوران تناقضی توی حرف یا کاراش نداشت که انگار دو نفر نوشتنش که این قطعا نشون دهنده ی قلم قوی هردو نویسنده هست. ممنون از هردوتون بابت دنیایی که ساختید ❤❤
۱ ماه پیشزهرا
0تو یه کلمه بخوام رمانو توصیف کنم مععررککهه بودد البته که من هر رمانی از خانم فریدی خوندم عالی بوده و این رمانشون که همراه خانم لرکی نوشته بودن هم بسیار زیبا و صد البته غیر قابل پیشبینی بود و هر خطی که ادم میخوند پشماش میریخت و به هیج عنوان نمیتونست حدس بزنه چی میشه.در اخر ممنون از نویسنده های عزیز💖
۱ ماه پیشMahtab
1در یک کلام بگم ..زیبا بود قشنگترین رمانی بود که خونده بودم..
۲ ماه پیشماهی
2این رمان چاپ میشه؟ اخه خیلی زیبا بود احساستو و روحمو درگیر خودش کرده
۲ ماه پیش마흘라
1میشه بدونم این رمان چاپ میشه؟ خیلی دوست دارم یه نسخه فیزیکیشو داشته باشم
۲ ماه پیشMah
0بهترین رمانی بود که خوندم روحمو لمس کرد
۲ ماه پیشرها
0هیچی ندارم بگم همیشه اوایل تابستون یا یه سریال یا یه کتاب یا یه خاطره قشنگ میسازم بعنوان ی نماد از اون تابستون نماد تابستون امسالم لالایی پاندورا بود:)🐦 ⬛
۳ ماه پیشالمیرا
2من ی سوال دارم. رمانی واسه زندگی بعدی شخصیت ها نیست؟ من خیلی شخصیت هارو دوست داشتم. چقدر حیف که آریل مرد و چقدر حیف که دیوا خیلی وقت بود که مرده بود.
۳ ماه پیشحدیث؟؟
1چرا هست آریل و دیوا بقیش رمان هارمونیکا آرین و الا در رمان آینه ی سیاه
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Hani
0فوق العاده بود عاالی بود امیدوارم یه روز نسخه چاپ شدش رو توی کتاب خونه ام داشته باشم