پارت صد و بیست و هشتم :

آرین با جعبه داخل آمد. کلی دستگاه پلیر توی جعبه بود. جعبه را روی میز گذاشت و آرام گفت:
_ دیگه هیچ وقت اون صدا رو نمی‌شنوی. از تو کل دیوار درش آوردن.
چمدان آریل را کنارم روی تخت گذاشت و ارام نگاهم کرد انگار مطمئن نباشد از پس انجامش بربیایم.
چمدانش را باز کردم. پر از وسیله بود. همه چیزش رنگی بود. کتانی‌های گلدوزی‌شده‌اش را درآوردم و بوسیدم. لباس‌هایش را بوسیدم و بالاخره به دوربی

این پارت به قلم ساناز لرکی نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهی

    0

    این رمان چاپ میشه؟ اخه خیلی زیبا بود احساستو و روحمو درگیر خودش کرده

    ۲ هفته پیش
  • 마흘라

    1

    میشه بدونم این رمان چاپ میشه؟ خیلی دوست دارم یه نسخه فیزیکیشو داشته باشم

    ۲ هفته پیش
  • Mah

    0

    بهترین رمانی بود که خوندم روحمو لمس کرد

    ۲ هفته پیش
  • رها

    0

    هیچی ندارم بگم همیشه اوایل تابستون یا یه سریال یا یه کتاب یا یه خاطره قشنگ میسازم بعنوان ی نماد از اون تابستون نماد تابستون امسالم لالایی پاندورا بود:)🐦 ⬛

    ۲ هفته پیش
  • المیرا

    2

    من ی سوال دارم. رمانی واسه زندگی بعدی شخصیت ها نیست؟ من خیلی شخصیت هارو دوست داشتم. چقدر حیف که آریل مرد و چقدر حیف که دیوا خیلی وقت بود که مرده بود.

    ۴ هفته پیش
  • حدیث؟؟

    1

    چرا هست آریل و دیوا بقیش رمان هارمونیکا آرین و الا در رمان آینه ی سیاه

    ۴ هفته پیش
  • المیرا

    7

    باورم نمیشه، من دوشنبه این رمان و شروع کردم، الان پنجشنبه ست و تمومش کردم. خیلی قشنگ بود. من بیشتر از همه دلم واسه آریل و دیوا سوخت، معصوم ترین ها بودن

    ۴ هفته پیش
  • سارا

    4

    وای خیلی ناراحتم تموم شدد گریم میادد

    ۴ هفته پیش
  • الهه شرقی

    3

    بهترین رمانی بود که تا حالا خونده بودم ممنون از نویسندگان و اهنگ های پارت ها به آدم حس خیلی خوبی میداد 😍

    ۴ هفته پیش
  • دختر خورشید؛

    2

    هرچی درباره قلم اینو دونفر حرف بزنیم کمه واقعا جفتتون عالی این امیدوارم موفق باشین همیشه و منتظریم که مارو دوباره تو دنیای جدیدی غرق کنین🩷

    ۴ هفته پیش
  • میو

    2

    خیلی زیبا بود ولی کاش مینوشتید شورانم روحش به روح لیلی رسید بلخره:)

    ۱ ماه پیش
  • آرتمیس س

    2

    نویسنده های عزیزم❤️ قلمتون فوق العاده جذاب بود. توصیف مکان و اتفاقات و شخصیت پردازی و دیالوگ ها و لقب گزاشتن شخصیت ها برای همدیگه فوق العاده هوشمندانه و به یادموندنی بود😍 من روابط خواهرانه آریل و الا رو حتی از روابط عاشقانه کاراکتر ها بیشتر دوست داشتم🥺❤️ فداکاری هاشون رمان رو به یادموندنی تر کرد

    ۱ ماه پیش
  • Liana

    1

    فوق العاده بود این رمان😭عالی بود😍 ولی آریلم پرپر شد😭😭لطفا پی دی اف این رمان قرار بدید تا بچه ها داشته باشن... صد درصد همه دوست دارن همچین رمان بی نقصی داخل گوشیشون داشته باشن.. فکر کنید هم نسخه انلاین باشه و هم بعد ایشالا کتابش😍🌙🪞

    ۲ ماه پیش
  • پرواز

    1

    خیلی قشنگ و عمیق بود وای خیلی فوق العاده بود😭😭😭😭وای خدا خیلی قشنگ بود خیلی قلم ماهری بود جمله ای برای توصیفش نمیکنم و دلم میخواد برای تک تک شخصیت های رمان زار بزنم😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • درناز

    0

    منی که از شدت گریه نمیدونم چیبگم

    ۲ ماه پیش
  • پری

    2

    ولی اونجایی که شوران توسط فراز انتقام اریل رو از مادربزرگش گرفت😭😭اخ خیلی قشنگ بود و خیلی غمگین بود

    ۲ ماه پیش
کپی شد!