پارت هفتاد :

-ساکت شو، همه ی این حرف هایی که زدی تو دادگاه علیه ات استفاده میشه.
با حرف های مجید نگران برمی گردم و ملتمسانه می پرسم:
-با شهاب چیکار کردی؟
-برو خونه ببینش، البته اگه هنوز زنده باشه!
سرم گیج م یرود و می بینم که ماموری که کار مجید است، سرش را خم
می کند و او را سوار ماشین می کند.
با هزار بدبختی خودم را به داخل خانه می رسانم.
هنوز مامورها داخل خانه هستند.
-خانوم نمی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    3

    ای گند بزنن به این شانس لیلا،هردو مادرشوهر یکی از یکی بدتر لاشخورتر،حداقل یکی تو این دو خانواده آدم حسابی پیدا نشد ؟ 😠🙏🏻🖤

    ۸ ماه پیش
  • اسرا

    2

    وای عجب ماجرایی هردوبی چشم رو🙏

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️