سایه ی لیلا به قلم سعیده براز
پارت شصت و پنجم :
-باشه دختر، هروقت خواستی ذغالی رو بیار اسباب بازی هاش هم بیار شایان باهاش بازی کنه ولی حسابی مراقب مادرشوهرت باش، چشم ازش برندار.
-باشه، حتما بازم ممنونم ازت.
بعد از اینکه گوشی را قطع کردم برای خرید آماده می شوم و وقتی به جلوی در می رسم کارت بانکی شهاب را روی جاکفشی دیدم و برگه ای که روی آن یادداشت شده بود.
-رمزش رو برات نوشتم ،هر چی لازم داری بگیر. دوباره و دوباره ازت ممنونم که Ù
لطفا صبر کنید...

اسرا
1بیچاره شهاب 🤔🙏