پارت پنجم :

با لبخندی کش‌دار گفت:

- خب؟ چطورید مرغ عشقای من؟ اجرا چطور بود؟

بعد به یکی از گارسون‌ها اشاره کرد:

- نوید اون لپ‌تاپ منو از اتاق پشتی بیار، رو میز اتاقمه، باریکلا بلامیسر!

مسیح با لحن دوستانه پرسید:

- بد نبود. خواخو ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!