هیچ کسان 5 (روح لکه دار) به قلم sober
پارت چهل و هشتم :
«اینکه گفت کسی نیست و از سه نفر نام برد به نظرت مشکوک نیست؟»
سورن: «اتفاقا این نشون میده که واقعا مسعوده و افرادی که ازشون نام برد رو غریبه حساب نکرد.»
با اعصاب خردی گفتم: «نسترن هم که سر و تهشو بزنی اینجاست! دیوونهم کرده.»
سورن با افسوس گفت: «چه حس بدی دارم...»
«چون جلوی مسعود به گوه خوردن افتادی؟!»
سورن: «نخیر! چون گشنمه و مجبورم با این قیافهی داغون جلوی صد
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

نغمه
0رمان عالیهه