پارت هفده :

آقا همان طور جدی روبروی من ایستاده و می گوید:
_ شاید من اذیتش کردم و کاری باهاش کردم که بذاره و بره شاید اشتباه از من بوده چرا یه طرفه به قاضی میری؟!
یک قدم به سمت آقا بر می دارم که باعث تعجبش می شود و در همان حالت که به صورتش خیره شده ام، میگویم:
_ آسمون به زمین بیاد هم من باورم نمیشه تقصیر شما بوده باشه!
_ و چی تورو اینقدر مطمئن کرده ؟
_تو همین چند روز این قدر روتون شناخت پی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    0

    مرسی ممنون ازرمان قشنگتون

    ۱ سال پیش
  • نسرین

    1

    چرا کل قصه تو یک محیط گذاشته وفقط توی خانه مستقره

    ۱ سال پیش
  • محبوبه

    0

    زود زود پارت بزا

    ۱ سال پیش
  • محبوبه

    0

    زود زود پارت بزا

    ۱ سال پیش
  • شوجوان

    0

    رفتار سرمه با اقا

    ۱ سال پیش
  • ندا

    7

    کشش وجاذبه ی بین آقا و سرمه داره ایجاد میشه یه محبت و مهر خاص بین دوتاشون

    ۱ سال پیش
  • ثنا

    0

    آهنگ این پارت››››

    ۱ سال پیش
  • سهیل۲۹

    4

    خیلی عالی بود مرسی هم پارتها هم آهنگ

    ۱ سال پیش
  • هستی

    3

    عالی بود♥️

    ۱ سال پیش
  • ندا

    3

    چرا آقا این برخوردها رو داره؟

    ۱ سال پیش
کپی شد!