مهمیزهای سیاه به قلم آزاده دریکوندی
پارت صد و هشتم :
با همان لحنِ رسمی، عذر همه را خواست. ذهنش پر بود و تا همینجا هم زیادی خود را نگه داشته بود. مردان یکییکی از پشت میز بلند شدند و راه خروج را در پیش گرفتند.
- میکائیل؟
میکائیل با شنیدن صدای سورن سر چرخاند و به سمتش برگشت. در اتاق که بسته شد تنهایی و سکوت میان آنها موج زد.
- منوچهرخان میگه نیلی رو نکشته! نمیدونم باور کنم یا نه...
سورن به نشانه درماندگیاش خیلی نرم سری به اط
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
Helia
1هر کارب میکنم از مریم خوشم نمیاد
۲ ماه پیشآیلین
0شاید باورتون نشه ولی من بیشتر ترجیح میدم که توی نپنتی مریم جای دنیز و بگیره من واقعا از دنیز و اسما بدم میاد
۷ ماه پیشستا
0از مریم متنفرم شخصیت خیلی بی خودی داره🤧🪚
۷ ماه پیشمحدثه
2خب نظر من اینه که سورن عاشق مریم نمیشه ولی باهاش میره تو رابطه اما خب از اون طرفم نیلی هست و وقتی تصمیم میگیره که برگرده، میبینه این دوتا باهمن. و از اینجا به بعد دوباره زجرکش شدنای ما شروع میشه😍🤣
۹ ماه پیششادان
4حتی اگه شبدرم یه روزی اعتراف کنه کاری به راز نیلی داشته ، من بازم فکر میکنم به خاطر منوچهرخان بوده ..کلا حس میکنم همه چی تقصیره منوچهرخانه
۱۱ ماه پیشترنم
2خیالم راحت شد ک نتیجه گرفت نیلی از همه زیباتره اخیششش🤣
۱ سال پیشترنم
0منتظرم ببینم سورن کی عاشقش میشه..مریمم بیچاره ناخواسته ببین تو چه هچلی افتاده
۱ سال پیشRoghayyeh
0مریم چرا انکار نمیکنی؟بگو تو *** کی باشی آخه بچه پرو
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😂😂😂
۱ سال پیشلونا
0عالیییییی ممنونننن
۱ سال پیشلونا
4ممنون بابت این پارت..ولی مریم کم کم داره می ره رو مخم امیدوارم جایگزین نیل نباشه
۱ سال پیشپرنیا
0این منوچهر ببین چطوری زندگی همه رو بهم بافته آخه !! از احساس مریم سو استفاده بشه که اینا ب هدف برسن،یا اینکه مریمم داره بازی میکنه با سورن برام سواله!؟؟ هرچند که همه چی تو یه ابهام بزرگه و حدس راجع بهش سخته
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اینا احساسات دیگران براشون اصصصصلا مهم نیست که.... فقط منافع😞
۱ سال پیشMHDH
1آزاده جون من به قلمت اعتماد دارم ولیییی واقعا نمیتونم ببینم مریم و سورن باهمن😭😭😭 مگه نیلی ناز من چش بود؟😭 مثل همیشه عالی بودی خداقوت♥️
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
جلوی تقدیر رو میشه گرفت؟🥲
۱ سال پیشMobina kh
1خب خب.الان من میخوام نتیجه گیری و نظریمو تا اینجا اعلام کنم دوستان ک اگه درست دراومد در اینده نگین ک نگفتی.بنظر من سورن عاشق مریم میشه.ازاده جون خودشونم اول رمان اشاره کردن سورن عاشق میشه ولی یکم طول میکشه!بعدشم الان از عطر مریم تعریف کرد.ی جورایی انگار داره وامیده.باییی😉
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قطعا مریم نقش خیلی مهمی خواهد داشت توی زندگی سورن
۱ سال پیشنرگس
1گیج شدم راستش 🤷 ♀️ احتمالا در آینده اون بعد دیگه شخصیت مریم رو ببینیم . فقط امیدوارم سورن توی این نقش بازی کردنش جدی جدی عاشق مریم نشه 🤦 ♀️🤦 ♀️
۱ سال پیشمهشید
1دیگه اگه عاشق مریم نشه عاشق یکی دیگه میشه ولی به نظرم طرف همین مریمه
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ای بابا🙃یه جمع بندی از اطلاعات به دست اومده بود
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مریم نباشه یکی دیگهاس🥲
۱ سال پیشنرگس
0آزاده جان دیروز تا امروز صبح دومینو رو به امید اینکه یه سر نخ از رابطه آینده سورن پیدا بکنم خوندم ولی فقط یه بار اسم دوست دختر سورن اومد که اونم مشخص نیست واقعا چقدر بی نقص نوشتی دوتا رمان رو
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم از وقتی که گذاشتی عزیزم امیدوارم دومینو هم باب میلت بوده باشه🤩توی مهمیزها کاملا همه چیز درمورد سورن مشخص میشه😍
۱ سال پیشسوینا
0عالی بود مثل همیشه یعنی سورن عاشق مریم میشه ؟!
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نمیدونم.... نظر تو چیه؟🤔
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نلا
1سورنا الان منظورت چیه که رفت و بوی عطرش و جا گذاشت؟نه مثلا یعنی چی که رفتاراش و تحلیل میکنی؟نهه وایسا ! چرا واقعا باید پی ببری که خوشگلهه؟ به قول بانو نیلی،مگه تو اصلا کسی و به جز نیل میبینی؟نه نباید ببینی ای بشر! حتی اگه نیلی راز داشته باشه