پارت پنجاه و یک :

امیر نیم نگاهی به چشمای پرم انداخت و کلافه چونه‌ی آرمان رو سمت خودش برگردوند:
- ول کن این بحثو، نگار مهم‌تره الان.
- چرا هیچی نگیم بهش آخه؟ بابا همه چیزو انداخته گردن ما، ببین چطوری خودش‌و پیش نگار مظلوم کرده که هرچی بگه نگار میگه چشم.
این صحنه‌ی سورئال، واقعا پشت صحنه عنی داشت. پوریا و مهرداد انقدر حرفه‌ای دعوا می‌کردن و جاخالی می‌دادن که مشت‌هاشون اشتباهی به رضا و سورن م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ارزو

    2

    اصن از مهدی خوشم نمیاد حس میکنم خودش پشت این ماجراست

    ۷ ماه پیش
  • ارزو

    1

    آقا ینی چی ایوار لوس شدع؟ این الان باید می فت پیش ایوار الان بچم فک می کنه نگار ولش کرده واییییی نگار لیاقت ایوارو نداری

    ۷ ماه پیش
  • فن نشیمنگاه آیوار

    0

    مشتی آرمان چرا اینجوری کرد با بچه(آیوار) گناه داشتتتتتتت آیوار هیچ گناهی نداره اون فقط میخواد دوستش داشته باشن😭🎀

    ۷ ماه پیش
  • مادمازل

    1

    امیر یادش رفت بهش میگفت ه*ر زه،کنار اتوبان سرتاپا گِلی ولش کرد؟انداختش تو استخروقتی میدونست شنابلدنیست.هربار باحرف آتیشش زدین بعدحالا میگید دارین پول براش پس انداز میکنید؟اونم پولی که ازشکستن دل دوست هاش جمع کردین؟کاش نگار اینارو به روش میاورد.نگاری که حتی زیر کتک باباش اسم امیر رو صدا کرد. 💔

    ۷ ماه پیش
  • مادمازل

    1

    نگار مهم تره🥲پسر من چرا رفتی💔آرمان ازعصبانیت نبایداین حرف هارو میزد ولی دیگه کفری شد.بایدخیلی حرف ها زده بشه ولی همه یادعوامیکنن یاکل کل یه بار نشد بشینن حرف بزن.آخ نگار اینجور که معلومه تو این شیرینی عروسی و زهر مارهمه میکنی😭چرا بچه ام آرمان و زدی؟یه بار فقط حرف زد😅بابا دوست پسرش به رسمیت بشناس

    ۷ ماه پیش
  • مهسا

    2

    واقعا آرمان حق نداشت اون حرفا رو بزنه نباید منت میزاشت، که چی مثلا چرا اون حرفارو زد؟ تا آیوارو از چشم نگار بندازه؟ ولی بنظرم با این کارش نگار بیشتر به ایوار وابسته شد.

    ۷ ماه پیش
  • ..

    0

    دقیقا اصلا نباید اینجوری میکرد

    ۷ ماه پیش
  • مهسا

    2

    ولی دم بهروز گرم، با اینکه نمیدونم قضیه شنا چیه ولی اتفاقو تقصیر هیچکس نمیندازه

    ۷ ماه پیش
  • mahya

    1

    نگار میخوای مجبورش کنه سایت و پاک کنه

    ۹ ماه پیش
  • گیسو کمند

    1

    نگار با با پنگ صورتی چکار داره

    ۱۲ ماه پیش
  • لنا..ااااا

    7

    حکیم کو؟؟؟؟

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    2

    آرمان تنها امیدم بودی خااااک

    ۱ سال پیش
  • بی خواب

    1

    بارهزارمه این چند پارت و میخونم

    ۱ سال پیش
  • یلدا

    15

    ولی ایوار مظلوم ترین *** تو ی داستانه

    ۱ سال پیش
  • ?m?

    2

    سوال ارشیا که بود🤔

    ۱ سال پیش
  • Ferin

    7

    همون مهدی خودمون دیگه😂🥲پارت هارو با دقت بخونننن عشق❤️

    ۱ سال پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    اسم باکلاسانه ای که مهدی واسه خودش انتخاب کرد

    ۱ سال پیش
  • یلدا

    1

    همون مهدی یه اسمش عوض کرده گزاشته عرشیا

    ۱ سال پیش
  • رها

    13

    این سورن پدسگم باید یه تبر میخوردا خبرش بیاد

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️