پارت صد و نوزده :

باربد با بهت سر چرخاند و حیران نگاهم کرد
راستین مرا ب سمت عمارتش میکشاند.
با بغض نالیدم:
-بزار برم راستین...
جوابی نداد خیره به روبه رویش مرا کشان کشان میبرد.
به بازویش چنگ زدم تا رهایم کند.
-ولم کن.
با بغض سرم را چرخاندم و ب بابا و آرسان نگاه کردم...بابا...چه نام زیبایی...چه قدر آرامش درون این واژه کوتاه نهفته است...
آرسان فریاد میزد و سعی میکرد به عمارت نزدیک شود.
بØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • صحرا

    0

    عالی

    ۳ سال پیش
  • ،،..،،..،،

    2

    من خیلی رمانا و قلم و کلا همه چیز رمانای خانم فریدی دوست دارم ولی چرا پسرای رماناش همشون انقدر بی احساس و خشن و روانین؟😕😟😐😐💔💔

    ۶ سال پیش
  • دهه هشتادی

    9

    الان ضربه مغزی میشه بعد خون لخته می کنه تو سرش بعد تومور میشه بعد سرطان میگیره 😭😭

    ۶ سال پیش
  • ستایش

    2

    چرا راستین انقدر پسته آخه یعنی چی میخواد اینطوری ازش انتقام بگیره چه ربطی به دیلان داره واقعا که راستین به فدات دیلانم

    ۶ سال پیش
  • ناشناس

    1

    عالیه👌👌👌 خیلی رمان قشنگ و هیجانیه

    ۶ سال پیش
  • فاطی

    32

    بابا راستین عاشقشه ولی به روی خودش نمیاره یعنی هنوز با احساساتش کنار نیومده فقط دوست داره دیلان پیشش باشه اون حرفا رو هم از سر عصبانیت زد وگرنه قصد سو استفاده نداره حالا که یکم علاقه مند شده

    ۶ سال پیش
  • آیلی

    1

    فاطی خانم میشه بگی چه جوری یه آدم زخم دیده در عرض دو سه ماه عاشق دختری میشه که از باباش متنفره اونم راستین که حاکمه نه آدم معمولی

    ۶ سال پیش
  • جذاب

    6

    چه وحشی شده البته فکر نکنم فراموشی بگیره تهش کله ش دوتا بخیه بخوره یا گردنش میشکنه

    ۶ سال پیش
  • ستایش

    5

    اوه چی شد یهو 😐

    ۶ سال پیش
  • 5f

    9

    نکنه دیلان فراموشی بگیرش با ضربه ای ک ب سرش خورده😬

    ۶ سال پیش
  • هلن

    3

    یا قران اگه دیلان حافظش ازدست بده *** تو *** شده رفته 😒😫راستینم میتونه هرچی دلش میخاد بهش بگه 😶😶😶 خدا کنه گردنش شکسته باشه🖐🖑 🖐🖑

    ۶ سال پیش
  • Ya

    14

    این چرا در همش یه بلایی سرش میاد😐

    ۶ سال پیش
  • سایان

    3

    بیا راستین خوب شد بیا حتما گردنش شکستع 💔

    ۶ سال پیش
  • شکلات

    3

    ... یاد می گرفت چطوری حاکمیت کنه که بعداً سریع نکشنش .. ولی احمقه که نیمه پر لیوان نمی بینه ... اون حاکم هست و راستین نمی تونه بلایی سرش بیاره

    ۶ سال پیش
  • شکلات

    5

    بچه ها نظرتون چیه بس کنید 🤗 خداوکیلی ایقد فکر نکنید بروسلی هستید و راستین بزنید این چیزا .. اول که این همش ای رمان .. دوم دیلان اگه یکم عقل داشت بجای اینکه این همه خنگ بازی در بیاره ،از راستین یاد .

    ۶ سال پیش
  • Zeinab

    5

    اوففففففف بی صبرانه منتظر فردا

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    16

    راستینو عشقه😍😌

    ۶ سال پیش
  • هستی

    40

    خوشت میاد از این مردا؟ اگر من جای یلان بودم یک نقطه سالمی تو بدنش نمی گذاشتم

    ۶ سال پیش
  • فاطمه

    14

    اینو خوب اومدی من اگه به جای دیلان بودم یه جای سالم روی راستین نمی زاشتم مثلا تو غذاش بال مگس می زاشتم از اشتها بیفته کم حال که شد با یکم بتمن بازی فرار بعدتلفنشو کش می رفتم به آرسان یا باربد میزنگیدم

    ۶ سال پیش
  • دیوونه

    9

    یادت رفته راستین جانشین باربده وتا4سال دیگه حاکمه؟دیلان اگه فرارمیکردراستین میتونست بگه میخوادش وطبق قانونشون باربدمجبورمیشددیلانوبده بهش بعدشم اوضاع حسابی خرتوخرمیشد😐😑

    ۶ سال پیش
  • یه بنده خدا

    13

    فانتزی هاتو دوست دارم😂ساقیتو به ما هم معرفی کن😐☺️😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️