کانای به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت بیست :
او به سرش زد تا رفتن به کتابخانه در روز بعد را، به نزدیکی های ظهر موکول کند یعنی به زمانی که احتمال میداد ابراهیم خان برای صرف ناهار، در تالار الماس حاضر می شود.
او به خاطر آورد که قبلاً آیلین یک بار درباره ی آنجا با او صحبت کرده بود و به او گفته بود که :
_ تالار الماس، جایی هست که ابراهیم خان در آنجا غذا صرف می کنه و حتی شب نشینی ها و دیدارهای خانوادگیشون را هم در آنجا ان
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

هستی
0مادرش بوده شاید , یه ربطی به گذشته ی لیلی داره