پارت شانزده :

ترانه با ناز یک "اوکی" کشیده در جوابش می‌گوید و دل عطا را می‌لرزاند.
- عطا برو بخواب که صبح بتونی پاشی. فکر نکن نفهمیدم چند بار خمیازه کشیدی. فردا کارت هم دارم.
از این که شش دانگ حواس ترانه به اوست لبخندش آزادنه‌تر روی صورتش رها می‌شود.
- لامصب می‌دونی اسممو صدا می‌زنی دیوونه می‌شم، هی تکرارش می‌کنی؟ ترانه!
- جان!
به پهلو می‌چرخد. می‎خواست بگوید که اگر کار فردایش س

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mahi

    1

    حس میکنم افروز زنده نیست....

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢😢

    ۸ ماه پیش
  • bi bi

    1

    😂😂دلو قلوه دادنشون منو یاد خودم میندازه

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😁😁😁❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • محیا

    1

    این دوتا باهم توی یک کارخونه کار میکنن؟؟چرا عطا نمیخواد با مامانش بره خوستگاری

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    شاید افروز نمیتونه از خونه بیرون بیاد.

    ۱۲ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    به به چه دل و قلوه ای🥰🥰

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰🥰

    ۱۲ ماه پیش
  • زینب حیدرزاده

    1

    عطا نقش اول داستان

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    در زمان حال بله.🌺

    ۱ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    2

    آخی چه قشنگ بود دوست داشتن بینشون💜🌟💜🌟

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰🥰❤️

    ۱ سال پیش
  • دینا

    2

    به به عشق باشه صفا باشه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • راز

    2

    وااای عاشقانه هاشون رو

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰🥰🥰

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️